الشيخ رسول جعفريان
1172
رسائل حجابيه (فارسى)
اتاق اطلاق مىكنند . بههرحال بيوت به معناى اتاقهاست و از اينجا چنين نتيجه گرفته مىشود كه استيذان مربوط به داخل شدن در اتاق اشخاص است نه به ورود در حياط منزلها . ولى بايد توجه داشت كه در بين اعراب چون در خانهها هميشه باز بود قهرا حياط جنبهء خصوصى پيدا نمىكرد و اگر كسى مىخواست در خانهء خود فرضا لخت شود به داخل اتاق مىرفت . ولى در جايى كه حياط حكم اتاق را پيدا كرده است - چنانكه الآن در زندگى ما اينطور است - زيرا در بسته است و ديوارها هم بلند است و اگرچه كاملا مانند اتاق پناهگاه و خلوت شمرده نمىشود ولى بالأخره تا حدى جنبهء خصوصى دارد ، در چنين جاهايى حكم وجوب استيذان در حياط هم جارى است . در پايان آيه مىفرمايد : « ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ » يعنى اين براى شما بهتر است ( يعنى دستورى كه به شما داديم بىدليل نيست ، فلسفه دارد ، مصلحت شما در آن است ) باشد كه متوجه شويد و مصلحت آن را دريابيد . سپس در آيهء دوم مىفرمايد : اگر پس از استعلام و استجازه دريافتيد كه كسى در خانه نيست ، وارد نشويد مگر اينكه به شما اجازه داده شود ، مثلا صاحب خانه كليد خانه را به شما بدهد يا خودش حضور داشته باشد و اجازه بدهد . بعد مىفرمايد : « وَ إِنْ قِيلَ لَكُمُ ارْجِعُوا فَارْجِعُوا » اگر صاحبخانه به شما گفت برگرديد نمىتوانيم شما را بپذيريم ، شما هم برگرديد و ناراحت نشويد . قبلا گفتيم اعراب اجازه خواستن را ننگ مىشمردند . و اين از نادانى آنها بود ، كما اينكه الآن هم در اجتماع ما نپذيرفتن وارد ، هرچند به موجب عذرى باشد ، اهانت به وارد تلقى مىشود و اين از نادانى ماست . اگر كسى به در خانهاى برود و صاحبخانه بگويد من الآن وقت ندارم شما را بپذيرم ، به او برمىخورد و چه بسا قهر كند و هرجا بنشيند بگويد من رفتم به در منزل فلانى ، مرا راه نداد . اين هم يك نادانى و جهالت است . ما بايد دستور قرآن را در اينباره به كار ببنديم . به كار بستن اين دستور تكلّفات و ناراحتىهاى زيادى را از ما دور مىسازد . يك سلسله دروغها و خلافگويىها معلول همين رفتار نادرست و توقعهاى نابجاست كه در بين ما رايج مىباشد . شخصى بدون اطلاع قبلى در خانهء شخص ديگرى را مىزند . صاحبخانه ميل ندارد او را بپذيرد ، بسا هست كه كارهاى لازمى دارد و آمدن اين شخص مزاحمت است ، مىگويد بگوييد فلانى در خانه نيست . شخص وارد غالبا اين دروغها را مىفهمد . شخص وارد خلاف مىكند كه بدون تعيين وقت قبلى توقع دارد او را بپذيرند و صاحبخانه هم آنقدر شهامت و صراحت ندارد كه بگويد معذرت مىخواهم فعلا وقت ندارم بپذيرم ، و اگر بگويد وقت ندارم ، باز آن شخص وارد آنقدر فهم ندارد كه عذر او را بپذيرد ، تا آخر عمر