الشيخ رسول جعفريان

1166

رسائل حجابيه (فارسى)

فرشته‌خوى شود آدمى ز كم‌خوردن * و گر خورد چو بهائم بيفتد او چو جماد مراد هركه برآرى مطيع امر تو گشت * خلاف نفس كه فرمان دهد چو يافت مراد بوصيرى مصرى در قصيدهء معروف « برده » كه از شاهكارهاى ادبيات اسلامى است و در مدح رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله است و ضمنا پند و اندرزهايى هم دارد مىگويد : النّفس كالطّفل ان تهمله شبّ على * حبّ الرّضاع و ان تفطمه ينفطم يعنى نفس همچون طفلى است كه به پستان علاقه‌مند است . اگر او را به حال خود بگذارى با همين ميل باقى مىماند و روزبه‌روز ريشه‌دارتر مىشود و اگر او را از شير بگيرى به ترك پستان خو مىگيرد . ديگرى مىگويد : النّفس راغبة اذا رغّبتها * و اذا تردّ الى قليل تقنع يعنى هرچه موجبات رغبت نفس را فراهم كنى بر رغبت مىافزايد ولى اگر او را به كم عادت دهى قناعت پيشه مىكند . اشتباه فرويد و امثال او در اين است كه پنداشته‌اند تنها راه آرام كردن غرايز ارضاء و اشباع بىحد و حصر آن‌هاست . اين‌ها فقط متوجه محدوديت‌ها و ممنوعيت‌ها و عواقب سوء آن‌ها شده‌اند و مدعى هستند كه قيد و ممنوعيت ، غريزه را عاصى و منحرف و سركش و ناآرام مىسازد . طرحشان اين است كه براى ايجاد آرامش اين غريزه بايد به آن آزادى مطلق داد ، آن هم بدين معنى كه به زن اجازهء هر جلوه‌گرى و به مرد اجازهء هر تماسى داده شود . اين‌ها چون يك طرف قضيه را خوانده‌اند توجه نكرده‌اند كه همان‌طور كه محدوديت و ممنوعيت ، غريزه را سركوب و توليد عقده مىكند ، رها كردن و تسليم شدن و در معرض تحريكات و تهييجات درآوردن آن را ديوانه مىسازد ، و چون اين امكان وجود ندارد كه هر خواسته‌اى براى هر فردى برآورده شود ، بلكه امكان ندارد همهء خواسته‌هاى بىپايان يك فرد برآورده شود ، غريزه بدتر سركوب مىشود و عقدهء روحى به وجود مىآيد . به عقيدهء ما براى آرامش غريزه دو چيز لازم است : يكى ارضاء غريزه در حد حاجت طبيعى ، و ديگر جلوگيرى از تهييج و تحريك آن . انسان از لحاظ حوائج طبيعى مانند چاه نفت است كه تراكم و تجمع گازهاى داخلى آن خطر انفجار را به وجود مىآورد . در اين صورت بايد گاز آن را خارج كرد و به آتش داد ولى اين آتش را هرگز با طعمهء زياد نمىتوان سير كرد . اينكه اجتماع به وسائل مختلف سمعى و بصرى و لمسى موجبات هيجان غريزه را فراهم كند و آنگاه بخواهد با ارضاء ، غريزهء ديوانه شده را آرام كند ميسر نخواهد شد . هرگز بدين وسيله نمىتوان آرامش و رضايت ايجاد كرد ، بلكه بر اضطراب و تلاطم و نارضايى