الشيخ رسول جعفريان
1101
رسائل حجابيه (فارسى)
خطرى مصون و محفوظ داشته تا با كمال آرامش و آسايش راه سعادت زندگانى و رستگارى جهان جاودانى را بپيمايند . پيش از ذكر آيات و روايات ، لازم است مقدّمهاى به عرض شنوندگان محترم برسانم ؛ سپس دستورات اسلام را عرض كنم . چون خلقت زن براى پيدايش و پرورش فرزند است تا نوع بشر باقى و محفوظ بماند ، خداوند متعال در زن عواطف و انديشههايى نهاده كه به وسيلهء آنها بتوانند مردها را به خود متوجّه كنند و آنها را قرين خود نموده ، نتيجهء مطلوبه كه پيدايش اولاد است ، حاصل شود . حسن صورت و صباحت و ملاحت و لطافت و رقّت قلب و مهر و عطوفت و غير اينها ، از صفات جذّابه و روحيات لطيفه كه در زنان است ، همه براى همين منظور است و به واسطهء همين جهت است كه زنان به پاكيزگى و نظافت و خودآرايى و زينت و غنج و غمز و دلال ، دلبستگى بيشترى از مردها دارند . شما كمتر زنى را مىيابيد كه با تزيينات و آرايشات ، چه در لباس و چه در اندام ، سروكار افزونترى نداشته باشد . بنابرين ، دانه پاشيدن و دل را صيد كردن از لوازم اوّليّه طبيعيّه و شؤون فطريّه زنهاست و خواه و ناخواه ، به وسيلهء جمال طبيعى خدادادى و آرايش و تجمّل صناعى ، سلسله جنبانى كرده و دلربايى نموده و جفت خواهى مىنمايد . حال اگر بهطورى كه بعضى از هواخواهان آزادى زنان گفته و مىگويند ، زن در تمام شؤون اجتماعى آزادى مطلق داشته و با مردها در تجارت و صناعت و سياست و ساير امور كشورى و لشكرى و ادارى و ملى آمدوشد و نشستوبرخاست نمايد ، چون لوازم طبيعى او كه صيد دل مرد است از او جدا نمىشود ، ناگزير مردها را به خود مشغول ساخته ، افكار منظّم آنها را پريشان نموده و از كارهاى اجتماعى و وظايف اختصاصىشان باز مىدارد ، و انديشههاى آنان را به راه جفتجويى و شهوترانى متحوّل و منعطف مىكند ؛ و بالاخره هر دو فاسد و خراب مىگردند . فرض كنيم خانم جوانى وارد شغل ادارى شود ، مانند ماشيننويسى يا دفتردارى يا غير اينها از مشاغل و يك نفر مرد جوانى هم در همان اداره و مخصوصا در همان اطاق ، پشت ميز ديگرى مشغول كار شد . چون طبع زن بر نمايش و آرايش و دلبرى است ، قطعا از اين امر طبيعى دست برنمىدارد و اگر تزيين و آرايش بيشتر نكند ، كمتر نخواهد كرد . حسن جذّاب خداداى با آرايش معمولى صناعى در او جمع است و بايد با جوانهاى زيباى مختلف الشكل يا لااقلّ با يك جوان ، روزها و ماهها و سالها همكارى كند . اقلّا روزى چهار ساعت با مرد جوان در يك اداره و يك اطاق به سر ببرد . حال سؤال مىكنيم : آيا اين دو عضو ادارى در ساعات كار در اطاق خلوت و خالى از اغيار بدون هيچ دغدغهء فكر و اضطراب و بىهيچ تغيير حالت و انقلابى مشغول انجام كار خود مىباشند و ذرّهاى از حدود مشروع ادارى و قانونى و دينى ، تخطّى و تجاوز نمىكنند و