الشيخ رسول جعفريان

1073

رسائل حجابيه (فارسى)

دامان آميزش نرى انداخته و هر روزى عروس چندين داماد بود . منوچهر : چيز غريبى است ! آخر تحديد به وسيلهء ديانت و قانون تا چه‌اندازه ؟ مثلا زن و مرد بشر از نگاه كردن به يكديگر هم خوددارى كنند ؟ پير : آقاى منوچهرخان ! نظر مقدّمه زنا و فحشاست ؛ نظر از بزرگ‌ترين عوامل فساد نسل‌ها و خرابى جامعه‌هاست . نظر مقدمهء سوختن ريشهء شرف و آبروى دودمان‌هاست ؛ نظر قلب را مريض مىكند ؛ نظر بالاخره شخص را به بدنامى مىكشد ؛ نظر حيا و عفّت را تدريجا كم نموده و انسانى را عاقبت آلوده مىكند ؛ نظر تيرى است از تيرهاى مسموم شيطان كه دل را مىميراند و تخم شهوت و ناپاكى را در قلب مىكارد ، صدى نود فجور و فحشا و زنا و بىناموسى در اثر نظر و بىپردگى زنان است ؛ تو چه دانى كه پس پرده ، كه خوبست و كه زشت ؛ غالبا دل به دنبال نظر مىرود ؛ چشم روزنهء دل است تا چيزى را چشم نبيند دل نمىخواهد . اين موضوع ، به قدرى بديهى است كه انسان از توضيحش شرمنده مىشود تا چه رسد به ترديد در آن و سؤال از آن ! ز دست ديده و دل هر دو فرياد * كه هرچه ديده بيند دل كند ياد بسازم خنجرى نيشش ز پولاد * زنم بر ديده تا دل گردد آزاد البته كرارا مشاهده فرموده‌ايد كه اگر ده نفر زن رو بسته چادرى ، مانند كلاغ سياه در معبرى عبور كنند ، هيچكس كوچك‌ترين توجّهى به يكى از آن‌ها نمىنمايد ؛ يعنى غير از پارچهء ساده سياهى كسى چيزى نمىبيند كه بخواهد ؛ امّا اگر يك خانم تحصيل كرده و تربيت شده‌اى ! بدون حجاب و لو با كمال متانت از جلو جمعى مرد عبور كند ، يك مرتبه توجّه نرها به طرف خانم معطوف و با نظرى آلوده و كنجكاو در سر تا پاى آن عفيفهء مخدّره ! موبه‌مو دقيق شده و در نتيجه غريزه‌هاى جنسى به حركت و نيش‌ها به بناگوش و كنايه‌ها آغاز مىشود و چه بسا كه آن خانم را بالاخره به هر قيمتى شده ، از پا درآورده و او و خانوادهء او را براى هميشه فضيحت و لكه‌دار كنند . حالا فكر كنيد اوّلا آن خانم تحصيل كرده و تربيت شدهء بدون حجاب از تمدّن و تربيت متانت و نجابت ! خود چه نتيجه‌اى گرفته و حال آن‌كه عفّت و تقواى صدها نفر را از كفشان ربوده است ؛ و ثانيا چگونه گشاده‌رويى و نظر در يك لحظه دلها را به طپش و لرزش درآورده و خاطرها را مجروح و مسموم و آلوده و پريشان ساخته است ؟ آقاى منوچهرخان ! يكى از دستورات پيشوايان اسلام آن است كه مردم حتّى المقدور از خوردن طعام و مخصوصا طعام‌هاى لذيذ در معابر عمومى خوددارى كنند و شايد يك حكمت آن هم اين باشد كه مبادا فقير و غريب و يا مسكينى آن طعام را ديده يا بوى آن به مشامش رسيده و دلش بخواهد ؛ در صورتى كه دسترسى به آن نداشته باشد ، من مىگويم