الشيخ رسول جعفريان

1072

رسائل حجابيه (فارسى)

و تاريخ ، به هيچ وجه قدرت و مقاومت با اين ناموس طبيعى را نداشته و با شكست‌هاى زشت وقيحى مواجه خواهد شد . بلى فقط دستورات عملى و اتوماتيكى دين است كه مىتواند بشر را از خطرات بنيان كن و زياده‌روىهاى زيان‌بخش اين قوّه حفظ نموده و او را تا سرحدّ نجات و سعادت رهبرى كند ، پس تربيتى كه نظر ما و شما را صددرصد تأمين كند ، همانا تربيت دين است و بس ؛ و وجوب چشم‌پوشى زن و مرد از يكديگر و همچنين حجاب زنان از مؤثّرترين و مهم‌ترين مسائل همان تربيت است . و به‌طور خلاصه ، تمدّن و تربيت ، هرچند عالى و عميق باشد ، باز بدون معتقدات دينى و بدون اسباب و وسايلى از قبيل پوشش زنان و چشم‌پوشى مردان در برابر كشش جنسى بسيار ناچيز و بىاثر و به هيچ وجه دفع ضرر و خطر نخواهد كرد . در علم معرفة الحيوان مسلّم است كه مادّهء انسان شهوىتر از تمام انواع حيوانات است ؛ زيرا به حكم تجربه ، تقاضاى فحل در تمام حيوانات به جهت بقاى نوع و توليد مثل است ؛ لذا هريك از مادهء حيوانات در فصل معين جفت‌طلبى مىكنند ؛ همين‌كه آبستن شدند ، ديگر فحل قبول نمىكنند ؛ مثلا بز و ميش صحرايى ، نرها جدا و ماده‌ها جدا مىچرند و مخلوط باهم نمىگردند مگر در فصل ميزان كه موقع بارگيرى آن‌هاست كه به منظور بارگيرى مخلوط شده و پس از برداشتن فحل ، باز جدا شده و ديگر قبول فحل نمىكنند و نرها هم نزديك نمىشوند . در هيچ يك از انواع حيوانات پستاندار ، مثل شتر و اسب و خر و گاو و گوسفند اهلى و وحشى فيل و شير و ببر و گرگ و غيره ، پس از تخم‌گيرى ، تمكين از فحل نمىكنند ، مگر پس از زاييدن و شير دادن بچهء خود در همان فصل معين ، ولى مادهء انسانى كثيرالشهوه و داراى شبق زياد است كه اگر توسط زوج و قبيله يا ديانت و قانون و امثال آن تحديد نشود ، از اول حمل تا وقت زاييدن لا ينقطع طالب فحل است ؛ هيچ‌وقت منع نمىكند و اين صفتى است كه خداوند در نهاد اين جنس لطيف قرار داده و لكن براى حفظ نظام و جلوگيرى از تجاوز با وسايل گوناگونى آنان را مقيّد و محدود فرموده است . بزرگ‌ترين وسايل و مؤثّرترين عوامل حفظ نظام و اعتدال همانا دستورات عملى الهى و تربيت‌هاى عميق دينى است كه علاوه از دخالت‌هاى مستقيم ، نيروى دفاعى مهمّى هم به نام حيا در نهاد زن به وجود آورده كه در مقابل قدرت خواهش‌هاى نفسانى و تسويلات شيطانى سرسختانه از گوهر ناموس و شرافت زن دفاع مىكند ؛ زن اگر حيا و حجاب نداشت ؛ اگر ترس از كيفر و مجازات نبود ؛ اگر زير نفوذ قوانين دينى قرار نمىگرفت و محدود نمىشد ؛ مثل اكثر زنان غربى و برخى از دريده‌هاى همين كشور ، كار را از اظهار گذرانيده و بدون توجّه به مفاسد اخلاقى و ضررهاى طبى ، با اصرار هر ساعتى خود را به