الشيخ رسول جعفريان
1032
رسائل حجابيه (فارسى)
مثل ابن رشد اندلسى و بوعلى سينا و ابو ريحان بيرونى و بسيارى ديگر از دانشمندان بودند . آن روزهايى كه همين سرخپوستان وحشى در صحراها و جنگلهاى آمريكا متوارى بودند ، مسلمين ، يعنى همانهايى كه افتخار عقيدهء به اين كفن سياه را داشتند ، مشغول تعليم و تدريس علوم حكمت و فلسفه رياضيات و طبيعيات جبر و مثلّثات ، هيئت و نجوم ، فيزيك و شيمى ، بوده و چنان چراغى از علم و دانش در جهان افروختند كه نورافشانى آن منجر به نجات قارهء آمريكا گرديد ؛ چنانچه از كريستف كلمب نقل مىكنند مقصد عالى خود را ( كشف راه هندوستان كه بالنتيجه منجرّ به كشف قاره آمريكا شد ) از كتب ابن رشد اندلسى كسب كرده است . آن ايّامى كه در همين اروپاى كنونى ، تحصيل علم منحصر به اشراف و طبقهء مخصوصى بود ، پادشاهان و كشيشان مسيحى دانشمندان را به اتّهام سحر و جادو و ارتباط با شيطان زجر و تبعيد مىنمودند ؛ مسلمانان يعنى همانهايى كه علاقه به حجاب زنان داشتند ، از زبان پيشوايان فرياد مىزدند : اطلبوا العلم من المهد الى اللحد ، اطلبوا العلم و لو بالصّين ، « 1 » طلب العلم فريضة على كل مسلّم ؛ « 2 » يعنى اى گروه بشر ! از گهواره تا گور در طلب دانش باشيد ؛ يعنى اى مردم روى زمين ! در صدد تحصيل و فراگرفتن علوم باشيد ؛ اگرچه علم در نقاط دوردست عالم مثل چين يافت شود . يعنى دنبال كردن و فراگرفتن علم و دانش بر هر مسلمانى فرض و حتم است . آيا آن زمانى كه دانشگاههاى بزرگ اسلامى در شهر قاهره و بغداد و قرطبه و طليطلهء اسپانيا سر به آسمان كشيده و دست گدايى ملل مختلفهء عالم تا پانصد سال بعد از ظهور اسلام به سوى آنها دراز بود ، زنانشان مقيّد به چادر و مقنعه نبودند ؟ آقاى منوچهرخان ! اگر يك نگاه مختصرى به كتب دانشمندان غرب بفرماييد ، به اين حقيقت خواهيد رسيد كه سرمايهء علمى و دانش جهان امروز مرهون خدمات فرهنگى همين مسلمانانى است كه دفاع از حجاب زنان را با خط برجسته و درشتى در سرلوحهء برنامهء زندگى خود ثبت نموده بودند . گوستاو لوبون دانشمند فرانسوى در كتاب تمدّن اسلام و عرب مىگويد : مسلمانان ، هر كشورى را كه تصرّف كردند ، بالاترين علوم را در آنجا انتشار داده و در هر نقطهاى كه پرچم اسلام برافراشته شد ، تغييرات بسيارى در آن كشور به وجود آمد . علوم و ادبيّات هنرها و پيشهها ( مقصود از هنر و پيشه رقص و روى هم جهيدن نيست ) به منتهاى
--> ( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 27 ، ص 27 ؛ بحار الانوار ، ج 1 ، ص 177 ( 2 ) . كافى ، ج 1 ، ص 30