الشيخ رسول جعفريان
1031
رسائل حجابيه (فارسى)
و آجوده چيدن ، خيّاطى ، جاكتبافى ، لباسشويى ، گلدوزى ، رشتن پنبه و پشم و ابريشم ، مليلهدوزى ، اطوكشى ، تهيهء نخ براى كارخانجات بافندگى ، دوشيدن گاو و گوسفند ، ساختن ماست و پنير و كشك و كره و روغن ، پاك كردن گندم و جو ، ذرّت ، برنج ، پختن شيره و نان ، فراهم نمودن انواع خشكبار ، تهيهء اقسام مربّاجات و ترشىآلات و هزارها كار ديگر مشغول بوده و هستند و از همه بالاتر و مهمتر كه همان يك كار بذاته كفايت از تمام كارها مىكند و هيچ ذى شعورى نمىتواند منكر آن شود ، زاييدن و شير دادن و تربيت كردن فرزندان است كه سرچشمهء ترقّى و تعالى هر قوم بسته به تربيت و تعليم اوّليهء فرزندان آن قوم و جماعت است . فردوسى مىفرمايد : زنان را همين بس بود يك هنر * نشينند و زايند شيران نر حالا صرفنظر از مشقت زاييدن و شير دادن ، اگر بچهدارى را يك امر سهل و آسانى مىدانيد و واقعا مرد هستيد و از قيد پوشيدن اين كفن سياه هم آسوده هستيد ، يك روز در خانه نشسته و بچهدارى كنيد تا اين قدر بيهوده نلافيد . خندهء ممتد مسافرين . . . بعضى گفتند : راستى كار بزرگى است و از حوصلهء مردان خارج است . منوچهر با لبخندى مصنوعى كه دليل شكستخوردگى او بود : آقاى مشهدى رمضان ! اين فرمايش شما هم حقّا متين است ؛ امّا من نمىتوانم خود را قانع كنم ؛ چه آنكه هرچه فكر مىكنم ملّتهاى غرب كه مقيّد به اين پرده سياه و پابند به اينگونه خرافات نبودهاند ، بر جهان امروز فايق آمده و عالمى را به زير فرمان خود درآوردهاند . پير : آقاى منوچهرخان تفوّق و اقتدار كدام يك از دول متمدّنهء عالم با اختراعات عديدهء خود و تجهيزات كاملى كه دارند به پايهء قدرت و عظمت دولتهاى اسلامى امويه و عباسيه رسيده است كه جهان را با يك مشت نيزه شكسته و عدهاى سرباز پياده ، زير نفوذ مادى و معنوى خود درآورده و در قرون عديده مقدّرات كرهء ارض را در دست داشتند . آيا آنها مقيّد به مستورگى زنان يا به قول شما پاىبند به اين كفن سياه نبودند ؟ آيا زمان سلاطين صفويه و نادر شاه افشار كه قدرت و ثروت و شوكتشان به اوج ترقّى رسيده بود ، چادر و حجاب در كار نبود ؟ منوچهر : اشتباه نشود ، منظورم از بيان سلطه و اقتدار غربىها تفوّق و قدرت علمى آنهاست ؛ من مىگويم غربىها پى علم و صنعت رفتند و ما دنبال چادر و چاقچور را گرفتيم . پير : اشتباه نفرماييد ؛ آن روزهايى كه غربىها و همين اروپايىها كه دل و دين شما را برده ، در آتش جهل و ظلمت مىسوختند ، دانشگاهاى مسلمانان ، يعنى آنهايى كه در راه حفظ چادر و معجر جان به كف داشتند ، در سرتاسر جهان مشغول تعليم و تربيت فرزندانى