الشيخ رسول جعفريان
965
رسائل حجابيه (فارسى)
بايستى دقّت و تأمّل نمايد هر انسانى در علم و دانشى كه تحصيل مىكند ، از كجا سرچشمه گرفته و خارج گشته ؛ زيرا چنانچه غذاهاى جسمانى بايد براى مؤمن پاك و پاكيزه از هر رجس و پليدى و حلال و طيّب و خالى از هرگونه اشكال باشد ، و گرنه قهرا داراى احكام وضعيّه و آثار قهريه خواهد بود ؛ علاوه حرمت و عقاب كه حكم تكليفى و مستتبع است او را عقوبت اخروى ، همچنين است علوم و كمالات روحيّه كه به منزلهء اغذيه قلبيه نفسانيه است ناچار بايستى طيب و طاهر و از هرگونه پليدى و كثافتى محفوظ و محروس باشد : « وَ ما يَسْتَوِي الْبَحْرانِ هذا عَذْبٌ فُراتٌ سائِغٌ شَرابُهُ وَ هذا مِلْحٌ أُجاجٌ وَ مِنْ كُلٍّ تَأْكُلُونَ لَحْماً طَرِيًّا وَ تَسْتَخْرِجُونَ حِلْيَةً تَلْبَسُونَها » ؛ « 1 » بنابراين ، نبايستى شخص عاقل در عقب هر كتاب و علمى برود و يا هر دانش و معلومى را علم و كمال مرتبهء انسانيّت ديده و به دنبالش بدود ، و يا هر متكلّم و ناطق را معلّم و مؤدّب خود پنداشته و يا هر نويسنده و مؤلّفى را تربيت كنندهء جامعه و ملّت فرض كرده و هرگونه مطبوعات و مجلات و روزنامهجاتى را بخرد و بخواند . اى بسا ابليس آدمرو كه هست * پس به هر دستى نبايد داد دست مگر آنكه كلام و روايت و يا نوشته و مرام و حكايت ، از معادن وحى و مصبّ تنزيل و رسالت و مخزن جواهر علوم حضرت احديّت يعنى از نفس كلّى ولايت سرچشمه گرفته و صادر شده باشد . و اين معناى بزرگى است كه بايستى هميشه هر مسلمان عاقل و زيركى ملاحظه نمايد و بر هر متعلّم طالبى ضرور است مراعاتش ؛ خلاصهء احاديث مرويّه از ائمهء طاهرين و سلسلهء معصومين از اين قبيل است و مخصوصا اگر حديثى متّصف به اين صفت يعنى سلسلة الذهب شد كه چنانچه گفتيم از نظر چند نفر از معصومين گذشته باشد ، چنين كلام در نزد هر دانشمند مؤمن مورد قبول و هيچگونه شبهه و ريبى در او تصوّر نرود ؛ چنانچه شاعر گفته : اذا شئت أن تختر لنفسك مذهبا * و تنظر أنّ الناس فى نقل اخبار فدع عنك قول الشافعى و مالك * و احمد و المروىّ عن كعب احبارى و وال اناسا قولهم و حديثهم * روى جدّنا عن جبرئيل عن البارى يعنى هرگاه خواستى اختيار نمايى براى خود عقيده و يا مذهبى يا قبول كنى مسلك و يا مشربى را ، در زمانى كه مىبينى و مىدانى هركس نقل مىكند مطلب و اثرى و يا بيان مىكند حديث و خبرى ، يا ظاهر مىكند از خود يادگار و اثرى را ، پس واگذار قول مالك و شافعى و سخن كعب الاحبار و حنبلى و حنفى ، و بالاخره تعقيب نما فرمايش جماعت اشخاصى را
--> ( 1 ) . فاطر ، 12