الشيخ رسول جعفريان
902
رسائل حجابيه (فارسى)
بخواهد به دار الفحشا مىرساند . دوازدهم : عيب و عار نشمردن فجور و شنايع و قباح را ؛ چنانچه مشاهد و محسوس است . سيزدهم : نبودن حكومت و نظميّهء متديّن و دلسوز عاقل در مملكت ؛ و اين امر علّة العلل است . چهاردهم : نبودن مجازات شرعيّه بهطورى كه در اسلام و احكام حدود و جنايات و باب تعزيرات معيّن گشته ؛ و تعطيل شدن حدود اسلامى در ممالك مسلمين ؛ ولى اين معنا را مىتوان عذرخواهى نمود به عدم قدرت زيرا : گر حكم شود كه مست گيرند * در شهر هرآنچه هست گيرند پانزدهم : مرسوم شدن مسكرات و شيوع خريد و فروش مايعات خبيثهء نجسه و خوردن و آشاميدن آنها ، بلكه گوشت خوك و پنير و شيرش كه بازارى براى او تعيين شده در عاصمهء مملكت شيعه و قطعا نتيجهاش سلب غيرت است . شانزدهم : آن چيزى را كه حقا مىتوان ام الخبائث و اصل المفاسدش دانست ، آزادى زنان و نبودن هيچگونه مانع و رادعى از طرف حكومت وقت و سلطان بلكه مروّج و مشوّق آزادى و خودسرى نسوان بودن و در معنا منشأ و موجب براى كثرت فحشا و زنا را مىتوان همين معنا گرفت ، ليس الّا ، و گرنه در هر عصر و زمانى معصوم منحصر به فرد بوده و بقيهء مردم معصيتكار بودند . جهت قلّت فحشا و كمى زنا در ازمنهء سابقه ، وحشت و ترس از حكومت زمان و تعذيرات و تعذيبات سلطان بوده ، در همه وقت ؛ چون اين مردم يا بايد از خدا بترسند و يا از خلق ؛ وقتى كه نه خوف الهى و نه وحشت و ترس از خلق و سياست دولتى باشد ، بهتر از اين نخواهد شد ؛ و از همين جهت است كه پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم فرمود : كلّكم راع و كلكم مسؤول عن رعيّته يوم القيامة ، فالامير راع على أهل مملكته و هو مسؤول عن رعيّته الى آخر الحديث . « 1 » خلاصه آنچه از اين روايت فهميده مىشود ، همان است كه گفته شد در مملكت ، مسؤوليت زنا و فحشا و هر معصيت و منكر و طرفيّت با خدايى كه واقع شود ، در روز جزا مسؤول امير و حكومت آن زمان خواهد بود ؛ زيرا مىتوانستند جلوگيرى نمايند از منكر و فساد ؛ و با هر فتنه و آشوبى در بلاد ، مسامحه بلكه همراهى هم نمودند . سلاطين اسلام در سابق ايّام كه پناه اسلام و دين و حصن حصين شرع و آيين بودند ، در تمام اعصار و امصار از اجتماع و تزاحم مرد و زن با يكديگر در كوچه و بازار بدون حاجت و اضطرار كاملا منع
--> ( 1 ) . بنگريد : مستدرك ، ج 14 ، ص 248 ؛ ارشاد القلوب ، ج 1 ، ص 184 ؛ عوالى اللئالى ، ج 1 ، ص 255 ( تعبير يوم القيامة در اين نقلها نيامده است ) .