الشيخ رسول جعفريان

894

رسائل حجابيه (فارسى)

رقص با هركس و هر جاى مكن مىترسم * نقص حسنت بشود عيب به جاى هنرت همه جا پاى منه ، رام مشو ، باده منوش * واى از آن لحظه كه از خويش نباشد خبرت كمتر از خانه برون پاى بنه بىمادر * سر بازار و محله اگر افتد گذرت « 1 » به تماشاى زر و زيور خود باز مدار « 2 » * كه هوس‌ها به دل افتد ز نگاه و نظرت پس نگه‌دار نظر را و نگه‌دار هوس * كه همين بوالهوسى افكند اندر خطرت « 3 » ز آن‌كه از بهر زر و زيور بايد زر و سيم * ترسم عصمت برود در طلب سيم و زرت « 4 » بهترين زينت دختر نه مگر عصمت او است * خود تو دانى چه بگويم من از اين بيشترت « 5 » شعر دهقان : دخترا مىكنم از مغلطه‌كاران خبرت * كه مبادا ببرند از ره عفّت به درت تا خبردار شوى يا به قلم يا تبليغ * برده چادر ز تو بنهاده كلاهى به سرت اى شكر خنده بر آن تنگ شكر روى بپوش * تا كه موران ننمايند طمع بر شكرت آخر از جنس لطيفى تو ، نظرهاست كثيف * رخ بپوشان و بران بدنظران از نظرت هست كالاى تو عصمت به خيابان چه روى * با خبر باش كه دزد است روان بر اثرت سورهء نور بخوان آيه سى يك و بگير * ز ( خمرهنّ ) نقابى به رخ چون قمرت زيور و زينت خود جز به محارم منماى * تا كه بيگانه ندزدد ز تو يكتا گهرت طلب ار مهد همى علم و ادب تا به لحد * كاين بود امر خدا گفته پيغامبرت به درخت چمن انس چوات ميوه رسيد * باش هشيار كه طرّار نچيند ثمرت چون بود جامعه بىعلم و شَبَق روزافزون * بهتر آن است نبينند بهر رهگذرت علم آموز ولى علم زنان نى مردان * فرض شد علم ز پيغمبر نيكو سيرت دودمانت سيه از دود فضاحت نكنى * هان كه رندى نزند ز آتش شهوت شَرَرت هنرى كت نكند حفظ حيا و عفّت * خاك بدبختى بادا به سَرَت با هنرت نه ز « دهقان » ولى از « دكتر افشار » شنو * پرده زينهار مَيَفكن ز رخ چون قمرت « 6 » و الحمد للّه خير ختام و الصلاة على رسوله و آله البررة الكرام

--> ( 1 ) . اين بيت نيز در « سفرنامه و دفتر اشعار نيامده ) ( 2 ) . به تماشاى زر و زيور پا سست مكن . ( 3 ) . اين بيت نيز در « سفرنامه و دفتر اشعار نيامده ) ( 4 ) . اين بيت نيز در « سفرنامه و دفتر اشعار نيامده ) ( 5 ) . بنگريد : وسيلة العفائف ، ص 141 ؛ سفرنامه و دفتر اشعار محمود افشار ، تهران ، بنياد موقوفات افشار ، 1362 ؛ گفتار ادبى از محمود افشار ، ج 2 ، صص 68 - 69 ( 6 ) . طومار عفّت ، ص 142