الشيخ رسول جعفريان
889
رسائل حجابيه (فارسى)
مسلمين ؛ و منكرش كافر و منكر قرآن و ضرورى دين است . پس مىگوييم سبب اختلاف صدق معاونت بر افراد به واسطهء اولويت و قوّت و ضعف امورى است : اوّل فرق ما بين جز اخير از علّت تامه و غير او ؛ مثل آنكه شخصى مهيّا نموده خود را براى قتل نفس محترمهاى و باقى نمانده براى قاتل از ايجاد اسباب و مقتضيات مگر شمشير يا كاردى ؛ پس هرگاه كسى كمك دهد او را به رساندن آلت قتل ، صدق معاونت بر اين شخص تامّ و تمام و شبههاى در مقام نيست ؛ به خلاف آنكه همين آلت قتل را اگر داد به شخصى كه در حال گرفتن ، مهيّاى قتل كسى نبوده و پس از گرفتن به خيال برآمد . دوم فرق گذاشتن ميانهء مواردى است كه شخص معين علم داشته باشد كه فعلش اعانت است و يا عالم نباشد ؛ پس هرگاه شمشيرى داد به شخص قاتلى كه مهيّاى قتل است و مىداند به اين شمشير مسلمى را خواهد كشت ، صادق است بر اين شخص معاونت بر اثم حقيقتا به خلاف آنكه عالم نباشد ؛ پس گاه مىشود كه صدق نمىكند اعانت اصلا و گاه صادق است ؛ لكن صدقش بسيار ضعيف ، برحسب اختلاف موارد . مثال اول فروختن انگور به كسى كه نمىداند براى شراب مىخرد و مثال دوم فروختن شمشير به كسى كه نمىداند ارادهء قتل زيد را نموده ؛ در اين فرض گرچه صدق اعانت عرفا مىكند ، لكن معصيتكار نيست ؛ چون صدقش ضعيف است . سيم فرق گذاردن ميان مقدمات قريبه و بعيده و متوسطه ؛ زيرا صدق اعانت دو قسم اوّل اولى است از صدق معاونت در قسم آخر و در قسم ثالث كه متوسط است ، بديهى است اقوى بودنش از بعيده ؛ و سرّش اين است هرچه دايره تسبيب تنگتر شد ، صدق اعانت بر او اقوى است ، و هرچه اوسع شد ، صدق اضعف است ؛ مثلا فروشندهء انگور به كسى كه شراب مىاندازد ، محتمل است كه از اين انگور شراب نياندازد بلكه او هم به ديگرى بفروشد به ربحى زيادتر و يا سركه بيندازد غرس كنندهء درخت انگور در ملك شراب فروش ؛ علاوه بر احتمالات مذكوره احتمال مىرود كه اصلا اين درخت انگور ندهد ؛ بنابراين صدق اعانت قهرا اضعف مىشود از فرض سابق ؛ و مشترى زمين محتمل است علاوه بر احتمالات سابقه - و لو شراب فروش باشد - كه اصلا در آن زمين انگورى غرس نكند ؛ زيرا بناء بر شيىء لازم ندارد مصادفه را ؛ و بديهى است صدق معاونت در اين فرض ضعيفتر است از فروض سابقه . خلاصه هرچه توسعه در محتملات زيادتر شد ، صدق اعانت قهرا ضعيفتر خواهد شد تا آنكه احتمال جهت معصيت در ميانهء محتملات اصلا معدوم گردد در نظر عرف . چهارم فرق گذاردن در اعانت است به قصد معين ؛ پس در مثال مذكور هرگاه بدهد شمشير را به دست قاتل به قصد آنكه بكشد مسلمى را ، صدق اعانت بر او اقوى است