الشيخ رسول جعفريان

881

رسائل حجابيه (فارسى)

دانسته‌اند كه دستورات اجتماعى و سياسى و ملكيش جامع و كامل و غير قابل كلام و خدشه و موجب سيادت و ترقّى ملت و مملكت است ، و لذا سالهاست كه پى به جامعيّت قوانين اسلام برده ، با كمال جدّ و جهد و زيركى و با صرف مبالغى گزاف از روى كتب فقهى ما مثل شرح لمعهء شهيد و شرايع محقق و كتب مجلسى عليهم الرحمه ، بعضى نظامات اجتماعى اسلام را استخراج و ضميمهء قوانين مملكتى خويش نموده ؛ ولى افسوس كه ايرانيان اروپايىپرست از دست داده و مثل قانون حجابى كه يگانه قانونى است براى حفظ ناموس و صيانت اجتماع و جلوگيرى از وحشيّت و استرسال بشر سر تا پا فساد و شرّ ، با اين‌كه يك چنين نبىّ محترمى صلى اللّه عليه و آله و سلم ، اين همه تأكيد و سفارش فرمود ، آقايان متجدّدين شهوت‌پرست و جوانان ايرانى متمدّن مست او را نپسنديده و با كمال وقاحت و بىشرمى در برداشتن حجاب به دستيارى جمعى از ديوان و ذئاب و كمك عوعوكنندگان در مجلات و روزنامه‌جات چون كلاب ، جان‌هاى خود به لب رسانند و جامعهء مسلمين را متفرّق و حزب شياطين را مجتمع سازند ، و چشم دشمنان و معاندين را روشن نمايند . افسوس كه : از هزاران سر يكى را گوش نيست * وز هزاران گوش يك باهوش نيست از هزاران چشم يك بيدار نيست * وز هزاران گفته يك كردار نيست وز هزاران ديده يك بينا مجو * وز هزاران فهم يك دانا مجو اكثر مردم كرند و گنگ و كور * و قليل من عبادى الشكور غافل از اين‌كه يد اجنبى در كار و مىخواهد در بلاد اسلامى با نهايت سهولت و آسانى غالب آيد ؛ همى با كمال عجله و سعى ، آن‌ها را به هم‌شكلى و هم‌زبانى و هم‌مشربى دعوت مىكند . مردم گوسفند چشم و گوش بسته و همج رعاء از دانش تهى و بال شكسته هم دعوت آن‌ها را استقبال ؛ به درجه‌اى كه هرگاه ايستاده باشند ، درخواست نشستن نمايد ، ايرانى بدون تأمّل و توانى مىخوابد و قرآنى كه يگانه قانون الهى و دستور سماوى آن‌هاست ، پشت سر افكنده و به منزلهء تقويم سال گذشته ، نعوذ باللّه مىپندارد . ولى بدانند كه : سنگ اگر افتد و درهم شكند طشت طلا * نشود قدر طلا كم ، نرسد فخر به سنگ قرآن كه يگانه حكم يزدانى ما است * دستور سعادت و جهانبانى ماست قانون تمام عدل و انسانى ماست * افسوس همه ز جهل و نادانى ما است آبادى بت‌خانه ز ويرانى ما است * جمعيّت كفر از پريشانى ما است قرآن به نكات خود ندارد عيبى * در حكم و ديات خود ندارد عيبى در خمس و زكات خود ندارد عيبى * جز صمت دعات خود ندارد عيبى