الشيخ رسول جعفريان

872

رسائل حجابيه (فارسى)

ساخته و خرسند و گرم به كار دين و دنياى خود چسبيده ، و دلگرم نمايند ، و چنان از نشاط معنوى و بهشت وجود خود روح شوهران را فرحناك و خرّم نگاهدارى كرده تا به آن درجه و پايه‌اى كه لايق يك چنين گفتارى از طرف با عظمت‌ترين رجال عالم گردند كه بفرمايد : لا خير بعدك فى الحيات و انّنى * أبكى مخافة أن تطول حياتى و يا على ما نقل : تو اى فاطمه براى من زنى بودى كه هرگاه تمام غم‌ها و مصيبت‌هاى جهان بر من روى آوردى ، چون به خانه مىآمدم و چشمم به تو مىافتاد ، غم‌ها و غصّه‌هايم يكباره فراموشم مىشد . بلى يك چنين زنى در عالم ، لايق خانمى و چنين يگانه درّى در صدف دودمان و هستى بنى آدم و عالم امكان قابل بانويّت مطلقه است ؛ حدود و وظايف تعليميهء اسلام اين‌گونه است تربيتش ؛ زنى كه در عالم بخواهد خود را بچسباند به اسلام و خاتم پيغمبران و نمايش دهد كه من يك نفر ملّت قرآنم ، اين است مستوره‌اش ؛ چنين بانوى عفّتى مىتواند با روحى قوىّ و قلبى مملوّ از نجابت و عفّت و تقوا چنين دو فرزندى مثل حسن مجتبى و حسين سيد الشهداء عليهما السلام به جامعهء امّت پدر تحويل دهد ؛ چنين كانون عصمت و حيايى قدرت دارد بدون هيچ‌گونه زحمت و تعب دو دختر متل ام كلثوم و زينب سلام اللّه عليهما از خود به رسم يادگار بگذارد . هيچ جاى ترديد و شبهه نيست كه تمام اين مفاسد اعماليّه و معايب اخلاقيه‌اى كه در جامعهء فعلى ملّيت و قوميّت و جمعيّت و وحدت و بالاخره دين و مملكت را تخويف و تهديدكننده است . سرچشمهء بزرگش نقصان تربيت بانوان عصريّه و آشنا نبودن ايشان است به حقوق و وظايف خود در تحت پرچم و لواى محترم اسلام . بانوانى كه فوج‌فوج و دسته‌دسته به مراكز رقص و هرزگى و فساد رهسپار مىشوند و جمعيّت سينماها و تئاترها و اسب‌دوانىها و دوچرخه‌سوارىها و شناورىها و ورزش‌ها و موتور سيكلت‌سوارىها و غيره تشكيل بدهند ، ديگر مليت و دين و مملكتى باقى نخواهند گذارد . البته چنين بانوان آرايش كردهء برهنه در خيابان‌ها و يا تنها و ولگرد در منازل راه سفر و بيابان‌ها ، زائيده و پرورده در دامن ايشان روساء و كاركنندگان و راتق و فاتق در امور ملّت و دولت و دين و مملكت آينده و يا حال ما خواهند بود . يك گروه ملّت اسلامى ، آن روزى كه يك تن آن‌ها مانند نرّه شيران خود را به دهان امپراطورهاى فارس و روم مىافكندند ، ممالك اروپا و اجانب را تمام عبيد و اماء خود مىنمودند ، و با نهايت خوارى و ذلّت جزيه مىگرفتند ، ببين پس از رحلت پيغمبر اسلام كه اين قبيل اشخاص كه معاصرين عصر رسول مختار و مشتمل بود اين جمعيّت بر مهاجر