الشيخ رسول جعفريان
851
رسائل حجابيه (فارسى)
حاضرين محفل علم همگى اظهار اشتياق به بيانات معصومه خانم با يك قيافه و وجهه فرحناك باز نمودند . پس شروع كرد به صحبت و گفت : بدانيد خواهران من آنچه از تاريخ زنان در ازمان سابقه و دوران گذشته در نظر دارم آن است كه از اول خلقت عالم تا ظهور نور عالمتاب سيّد ولد بنى آدم حضرت خاتم كه تمامى عالم را منوّر و تابان نمود ، زن در جامعهء بشر حكم صفر و لا شىء را داشته و از هر چيزى كماهميتتر و بىقرب و منزلتتر بوده ؛ همينكه خورشيد عالمافروز اسلام طلوع نمود ، نه تنها زن در مشرق زمين و يا بين مسلمين بلكه در تمامى ربع مسكون و جملهء اديان و ملل عالم حيات و زندگانى نوينى پيدا كرد ؛ و اين دعوى از مطالعهء تاريخ دنيا خاصّه چينيان و وقايع اعراب قبل از اسلام و معاملات ايشان با زنان به خوبى مكشوف و بيان دارد كه زن در چه حال بوده و چه عنوانى داشته و بر او چه مىگذشته . قدر ميقن آن است كه زن در قديم الايام قبل از طلوع آفتاب عالمتاب اسلام ، در شمار كنيزان و خدمتگزاران بوده و شخصيتى به هيچ وجه نداشته . حتى زن در اروپا نه ارثى مىبرده نه مالك شئى مىگرديده ، بلكه بر زنان خنديدن در مقابل مردان و هم سفره و خوراك شدن با ايشان حرام بوده ؛ و همچنين خوراك گوشت را حرام مىدانستند و بر دهان ايشان قفل آهنين مىگذاشتند و زنان را ميانهء انسان و حيوان ، برزخ و جنس ثالثى فرض مىكردند تا آنكه از هر حيث حكم زنان در نزد ايشان چون حيوان ، و مردان بر ايشام كاملا به منزلهء مالك و حكمران فعّال ما يشاء و به هوا و هوسهاى خود آنچه را مىخواستند با ايشان رفتار مىنمودند ؛ و هيچگونه حقّى براى آنان قايل نبودند . زنان يونانى ابدا تصرّفى در شؤون و حيثيات خويش نداشتند و مالك نفس خود نبوده و هميشه محتاج به مردى بودند آنها را اداره نمايد و مرد مىتوانست در حيات خود و اختيار دارى خويش ، زنش را به هريك از دوستانش تقديم نمايد و زن ناچار بود از قبول ، و قيمت زن به تفاوت كموبيش از پنجاه ليتر جو زياده نبود ! و همچنين در فرانسه ، زنان بسى كوچك و ذليل و پست به درجهاى كه امر حيات و ممات آنها كاملا در دست مردان بوده ؛ و هرگاه قرنهاى گذشته داراى زبان و بيانى بودند ، هر آينه به شما مىگفتند كه زنها در بيچارگى و درماندگى چه مراحلى را طىّ و در روزگارهاى تاريك چه منازل هولناكى را ديده و چه رنجها برده و محنتها كشيده ؛ به حدّى عصر تاريك بود ، در وحشيّت و تيرگى داشت در بربريّت كه ميانهء زن و حيوان اصلا فرقى نمىگذاشتند و در ادوار جهالت ، زن را چيزى مانند اثاث البيت و زينت اطاق مىشمردند . هرگاه نمىخواست ، او را دور مىافكند و يا مىفروخت و يا معاوضه و مبادله مىنمود . زن تقريبا در جامعه به منزلهء اطفال كوچك غير مميّز شيرين مىنمود و بازيچه و مايهء سرگرمى و انصاف مردان بود كه خوشوقتى و تفريح و ترويح صاحب خود را فراهم نموده