الشيخ رسول جعفريان
838
رسائل حجابيه (فارسى)
على عليه السلام در روز عاشورا است . از آن روزى كه مسلمانان از مرد و زن به تنپرورى و شهوتپرستى و هرزهگى اقدام و بالاخره به طرفيّت و عداوت با دين و احكام سيّد المرسلين قيام نمودند ، همى مملكت اسلام روى بر تنزّل و مهانت گذارد . كجا رفتند آنان كه اسلام را تا آن طرف بحر عمان و اقيانوس كبير و اروپا و جبل الطارق و و و بردند . در اثر لاابالىگرى در دين و عمل ننمودن به آيين و آرايش نمودن مردان خود را مانند زنان بلكه بالاتر از عروسهايى كه براى شب زفاف خود را تزيين مىنمايند ، يا با اين قبيل امور ، مىتوان حفظ استقلال و تمدن نمود ؟ اينها نيست مگر از تسويلات اجانب و تعميه و تجهيلات شياطين . خواهران عزيزم ! اندلس كه در سنهء 782 هجرى پايتخت مسلمين بود ، چه شد مسجد اعظم كه فعلا مبدّل به كليسا گشته ؟ به كجا رفت غرناطه و اشبيليه و سيسل ؟ فعلا اهالى او چه مىكنند . تونس چه شد ؛ روسيه و قفقاز به چه سبب از دست رفت . بخارا به عهدهء كه شد ؟ قازان « 1 » براى چه از دست رفت . اسپانيا دست باز چه اشخاص شد ؟ عمان و مصر و سودان ، بلغار ، قبرس ، الجزائر ، جاوه ، « 2 » هندوستان ، هلند ، عراق و و و به كدام خاك سياهى نشستند ؟ ايران به چه آتش نيرانى رهسپار گرديد ؟ مشاهد مشرّفه و اماكن متبرّكه و مكّه معظّمه به دست كه افتاده و چه اوضاعى در پيش دارد ؟ خواهران عزيزم ! كتاب تمدن اسلام و عرب كه مؤلف آن يك نفر فرانسوى ( دكتر گوستاولوون ) است ، بخوانيد ؛ ببينيد چه مىكند و چه مىگويد و چه مىنويسد ؟ فتوحات اسلاميه ، شامات و اسكندريه و مصر و بلاد مغرب و اراضى ختا و ختن تا پاى ديوار چين را مقهور خود نموده بود . اكنون چه شده كه به قهقرا ، ديانت مجوس و گبران را جويان و پويانيم . شنوندگان و خوانندگان محترم ! شما را به حقايق تمام مقدّسات عالم ، سوگند مىدهم ، درست تأمّل نماييد كه روزگار امروزى اسلام از دست خود مسلمين چگونه سياه و ظلمانى گشته ، و مسلمانان تا چهاندازه بىپناه شدهاند . مستدعيم كتاب عزّت ديروزه و ذلّت امروزه عالم نبيل آقاى آقا ميرزا محمّد رحيم بادكوبى « 3 » را مطالعه فرماييد تا بدانيد ديروز در چه عزّت و امروز در چه مذلّت و انكسار واقع گشتيم . شايد عرق وطنپرستى متجدّدين عصرى حركتى و يا غيرت متمدّنين كنونى - اگر بازار اسلامبول طهران و گوشتها و پنيرها
--> ( 1 ) . مركز جمهورى تاتارستان در روسيه . ( 2 ) . اندونزى . ( 3 ) . خطابهاى است كه بادكوبهاى آن را در سال 1330 ق ايراد كرده و سال بعد ، در نجف به چاپ رسيده است . بنگريد : ذريعه ، ج 15 ، ص 261