الشيخ رسول جعفريان
839
رسائل حجابيه (فارسى)
و شيرهاى خوك فراوان غيرتى باقى گذارده باشد - جنبشى نمايد ، فكرى براى فردا بنماييم ؛ گرچه آب از سر گذشته ؛ با اين تأسيسات و تشكيلات مدارس بنين و بنات و زنان كاشفات و دختران عاريات ، اميدى نيست . ايرانيان كه فرّ كيان آرزو كنند * بايد نخست كاوهء خود جستجو كنند ايوان پى شكسته مرمّت نمىشود * صد بار اگر به ظاهر وى رنگ و رو كنند آزاديت به دستهء شمشير بسته است * مردان هميشه تكيهء خود را به دو كنند در اندلس نماز جماعت شود بپاى * در قادسيه ، چونكه به خونها وضو كنند « 1 » چه شدند سلاطين بزرگ و حاميان اسلام ؟ كجا رفتند پادشاهان سترك و مروّجين دين حضرت خيرالانام كه شب و روز در فكر دين اسلام و اوّل مرتبه خود پيرو و در ثانى مردم را وادار مىنمودند . وا اسفاه و وا لهفاه . رفتند كيان و دينپرستان * دادند جهان به زيردستان آن قوم كيان و اين كيانند * بر جاى كيان نگر كيانند آيا در دولت مشروطه كه قوانين مجعولهء او هرگاه موافق با قوانين اسلام و مخصوصا مطابق با دستورات جعفر بن محمّد عليهما السلام نباشد ، قانونيّت ندارد ، چنانچه نصّ ماده ششم قانون اساسى است ، باز هم بايد معارف چنين دولت و مملكتى علاقهمند به ديانت و ملتزم به ترويج مذهب جعفرى و اسلاميت نباشد ؟ و اى كاش لا لنا و لا علينا بود . اسلام و مسلمين امروزه ترويجى نمىخواهند ؛ چون مأيوسند ، تخريب و هدم چرا . اى باغبان چون در چمن * بگشادهاى ره دزد را بر گلبنان خويشتن * از دست خود مىكن فغان دهقان كه دارد در گله * گرگى به جاى پاسبان گو چشم بربند از گله * از دست خود مىكن فغان هرگاه بعضى از اروپائيان شهوترانان ، حجاب را مستحدث و بىاساس و بنيان بدانند و او را علامت توحّش و بربريت شمارند ، آيا ايرانيان هم ميمونوار بايد آنها را پيروى نمايند ؟ خيلى از مردمند كه دندان سفيد چون مرواريد خود را براى زينت روكش طلا گرفته و او را مُد پنداشته ؛ مانند بسيارى از مردم جاهل هندوستان كه بدن خود را سرتاسر خال كوبيده و نقاشى نموده و او را جزو محاسن مىشمارند ؛ و جماعتى از مردان و زنان اروپائيان بر سر خود ، پر حيوانات مىآويزند و بر گردنهاى خود پوست روباه و خرگوش مىبندند ، و او را
--> ( 1 ) . اين شعر از نيم تاج سلماسى است . دربارهء او بنگريد : انديشهنگاران زن در شعر مشروطه ، ( روحانگيز كراچى ، تهران ، دانشگاه الزهراء ، 1374 ) ص 112