الشيخ رسول جعفريان
837
رسائل حجابيه (فارسى)
و بيگانگان از مسلم و كافر ، خودى و بيگانه ، رقص كنند ؛ از آمدوشد با اجانب و از ورود در اجتماعات و دخول در كارخانجات و ادارات باكى ندارند ؛ و از بهايم و حيوانات به درجات نانجيبتر و پستتر شده . زهى خجالت و شرمسارى كه صنايع و كمالات كفّار دنبال نشود ، ولى بىناموسى و بىغيرتى و بىموالاتى از هر جهت با يك عالم شهامت استقبال گردد و از اين فجايع شرمآور تعبير به تمدّن و يا اخلاق جامعه و انسانيّت در عالم نمايند . و از چنين عصرى به عصر نوين و عصر تجدّد و كمال و علم و ادب تعبير شود . در زمان استبداد و قبل از طلوع آفتاب اين نحو از تمدّن از يك صد نفر ، دو نفر كلّاش و يا مارگير و كليمى ، كلّ بر جامعه بود ؛ ولى در اين قرن مشعشع منوّر ، از صد ، هفتاد فرنگى مآب و متجدّد و بال و تحميل و بار بر دولت و ننگ و عار جامعهء ملت اسلامى گشته كه در ادارات از زن و مرد ، مال ملت را به اسم معاش مىگيرند و به مصارفى مىرسانند كه قلم از درج و رقم او شرمنده و خجل است . اى افّ بر اين وطنپرورى و غيرت و حميّت ملى كه غيرت و ملّيت را به كشف حجاب ناموس و عورت خود و رقص و پيانو و شرب مسكرات و عادت به مواد الكلى و ارتكاب منكرات و منهيّات و ترك عبادات مىدانند و از اين هرزگىها آبادى و ترقّى ملت و دولت و مملكت خواهانند . مگر مسلمين اعصار سابقه كشف حجاب داشتند كه از اوّل بروز اسلام جانفشانىها كردند ؟ مگر آن شيران بيشهء شجاعت و آن يگانهمردان ميدان شهامت ، معتاد به شرب مسكرات و رقص بودند كه به اموال و نفوس خود چه جهادها نمودند . مگر به پيشاهنگى زنان و يا دارا بودن علم موسيقى دخترانشان بود كه صداى اشهد أن لا إله الا اللّه را شرقا تا ديوار چين و غربا تا بحر اتلانتيك و شمالا تا رودخانهء سين و جنوبا تا بحر عمان رساندند ؟ با آنكه زنان آنها و دخترانشان مدرسه نرفته بودند و در جامعه نبودند و با مردان اجنبى دست در دست هم رقص نمىكردند و در استخر منظريه و غيره لخت و برهنه با نرّه خوكان مست شناورى نداشتند ؛ همه آنها پردهنشين و باحجاب . آقايان متجددين ! نگوييد چرا قلم از نزاكت خارج گشته ؛ زيرا حقايق را نمىتوان با كارد و چنگال با يك دنيا ناز و عشوه و دلال پردهپوشى نمود . وطنپرورى ، علم و صنعت ، غيرت و حيثيت ، شجاعت و جوانمردى مىخواهد . با ناز و غمزه و ريش و سبيل تراشيده ، پودر و عينك زده و زنانهبازى و صورتسازى و شهوترانى و هرزهگردى در خيابانها و بو كشيدن در عقب ماده خوكان ، نتوان دنيا و ايران را آبادان كرد تا چه رسد به آخرت و عالم باقيهء سعادت : إن كنتم لا تخافون المعاد ، فكونوا فى دنياكم هذه احرارا ؛ « 1 » كلام و فرمايش امام مظلوم حسين بن
--> ( 1 ) . بحار ، ج 45 ، ص 50