الشيخ رسول جعفريان
815
رسائل حجابيه (فارسى)
عفّت و عصمت هركس به شرف پابند است * كى شود حافظ ناموسِ كس اين تيره ثياب من ندارم به حجاب و عدم او كارى * ليك گويم كه نباشد به رخ خوب صواب هرچه خوب است سزاوار تماشا باشد * چون حرام است رخ خوب نهان از احباب ديدن روى نكويان بود آثار بهشت * همچنين ديدن رخسارهء زشت عين عذاب ظلم محض است بپوشند رخ خوبان را * عين عدل است بر زشت ببندد نقاب ولى بىبى جانم ! خوشوقتم از آنكه واحدى كه يكى از متديّنين و باشرفهاى از شعراست ، جواب اين بىشرف را داده و اين اشعار را مىگويد : اى مه سيمبر از روى مَيَنداز حجاب * بنما حائل آن صورت چون ماه نقاب پرده بگذار به رخ رونق اين حُسن مَبَر * كه متاع تو بسى هست نفيس و كمياب پرده بر روى چو ماه تو سزد همچون ابر * ورنه دلها چو كتان ژنده شود در مهتاب عفّت و عصمت نسوان حجاب است قويم * حفظ ناموس بود بسته به اين تيره ثياب ما نداريم به جز حفظ حُجُب كار ديگر * خرد و شرع بود راضى از اين رأى صواب هرچه خوب است ببايد همه پنهان باشد * غير غيرت كه بود فاش ميان احباب ديدن روى نكو نيست به جز تير ستم * كه ز ابليس رسد بر دل و گردد بىتاب حكم اسلام عمومى است چه زشت و زيبا * عين لطف است و عدالت به گواهى كتاب حكمتش آنكه رخ خوب چو باشد پنهان * يكدل اندر كف او بيش نباشد در تاب پس حجاب آمده از بهر زنان يكسره حتم * باشد اين حكم بجا منكر او فرقهء باب اى كه از بوالهوسى ياوهسرايى كردى * عاقبت پاره شود پردهات اين قدر متاب گر فزون تشنهء بىپرورگى نسوانى * اوّل از پردگيانت تو درآور جلباب منما سعى تو در امر هلاكت فانى « 1 » * بس كن اين قدر پى نعقهء دونان مشتاب « 2 » بىبى فرمود : احسنت نور ديدهء من ! مرا كاملا اميدوار نمودى ؛ و چون تو را قابل استفادات علميّه يافتم ، مهيّا شدم [ كه ] كاملا وارد بحث شوم در اين موضوع و مبحث ؛ و آنچه خداى منعم مفضّل نزد من امانت نهاده از مطالب علميّهء متقنه و ادلّه و براهين عقليّهء محكمه ، به طورى كه شايد تا به حال نشنيده باشى ، خواهم گفت ؛ و امروز ما فعلا به همين مقدار از خطابهء سركار درس را خاتمه مىدهيم تا فردا ان شاء اللّه تعالى . و الحمد لله ربّ العالمين و صلى الله على محمّد و اوصيائه عليهم السلام .
--> ( 1 ) . در كشف الغرور : واحدى مىكند آخر يد غيبى كارش . ( 2 ) . كشف الغرور ، صص 16 - 17