الشيخ رسول جعفريان
812
رسائل حجابيه (فارسى)
مىباشند . مىگويند : ما ايمان به خدا و رسول و آخرت داريم ؛ ولى در مقام عمل شدّاد بيداد و نمرود مردود از اعمال اين دسته سر خجلت به زير افكنده و فحشا و منكرات ايشان به حدّى شرمآور است كه مجسّمهء فحشا و منكر ، حيا و شرم مىكنند از اينها ، و به عقل قاصر و فكر فاتر خود چنان پندارند [ كه ] به اين خدعهها و مكرها مىتوان دانشمندان را فريب داد ؛ ولى خبر ندارند كه همانا مشت به نيشتر كوفتن و آب در غربال ريختن است . آيا غيرت و ايمان به آخرت و ناموسپرستى و ديانت است چهارصد و يا پانصد نفر دختران ملّت و دوشيزگان مملكت را با آن چشمان فتّان و صورت ريّان و درّ دندان و چاه زنخدان و تير مژگان و ابروى كمان و زلف عنبرين پريشان و نار پستان و ساق سيمين و پيراهن طور مشكين و يا بدننماى بىآستين و پاهاى لخت با يك تنكه سوار دوچرخهها نمايش دهند ؛ و در مقابل مشتى از جوانهاى شهوتپرست بلكه خوكانى به تمام معنى مست ؛ و اين قبيل امور را باعث ترقّى ملّت و مملكت و تعالى دانش و معرفت دانسته ، و از اين قبيل نمايشات را باعث افتخار معارف دانند ! و هرگاه از راه نصيحت و موعظه به آنها گفته شود ، اين اعمال مفاسد عظيمه دارد و يا در مقابل ممالك اروپا رسوايى و فضيحتآور است ، مىگويند : « إِنَّما نَحْنُ مُصْلِحُونَ » ؛ « 1 » ترقّى مملكت همين است . شما مردم جاهليد و نمىفهميد . و اگر به آنها گفته شود ، دانشمندان عالم و عقلاى بنى آدم در هر مذهب و ملّتى ، حجاب را براى زنان از مهمترين وظايف ايشان مىدانند ، مىگويند : « أَ نُؤْمِنُ كَما آمَنَ السُّفَهاءُ » ؛ « 2 » آنها اهل تمدّن و درس خواندن نبودند بلكه سفيه و بىعقل و جاهل بودند . سيد الساجدين صلوات اللّه عليه مىفرمايد : وقعنا فى الخطايا و البلايا * و فى زمن انتقاص و اشتباه تفانا الخير و الصلحاء ذلوا * و عزّ بذلّهم اهل السفاه و باد الآمرون بكلّ خير * فما عن منكر فى الناس ناه و صار الحرّ للمملوك عبدا * فما للحرّ من قدر و جاه فهذا شغله طمع و جمع * و هذا غافل سكران لاه حقيقتا سجلّ احوال و هويّت اين دسته از رجال عصرى را كاملا از مولاى متقيان على عليه السلام بايد سؤال نمود كه در نهج البلاغه مىفرمايد : ازدحموا على الحطام و تشاحّوا على الحرام و رفعوا لهم علم الجنّة و النّار ، فصرفوا عن الجنّة وجوههم و أقبلوا على النّار بأعمالهم و دعاهم ربّهم ، فنفروا و ولّوا ، و دعاهم الشّيطان فما استجابوا و أقبلوا . « 3 »
--> ( 1 ) . بقره ، 11 ( 2 ) . بقره ، 13 ( 3 ) . نهج البلاغه ، خطبهء 144