الشيخ رسول جعفريان

813

رسائل حجابيه (فارسى)

و نيز در جاى ديگر از نهج البلاغه مىفرمايد : « سبحانك خالقا و معبودا بحسن بلائك عند خلقك ، خلقت دارا و جعلت فيها مأدبة مشربا و مطعما و أزواجا و خدما و قصورا و أنهارا و زروعا و ثمارا ؛ ثمّ أرسلت داعيا يدعوا اليها . فلا الدّاعى أجابوا و لا فيما رغّبت رغبوا و لا الى ما شوّقت اليها اشتاقوا . أقبلوا على جيفة قد افتضحوا بأكلها و اصطلحوا على حبّها و من عشق شيئا أعشى بصره و أمرض قلبه فهو ينظر به عين غير بصيرة [ صحيحة ] و يسمع باذن غير سميعة . قد خرقت الشهوات عقله و أماتت الدّنيا قلبه و ولهت عليها نفسه فهو عبد لها و لمن فى يده شىء منها . حيثما زالت زال اليها و حيثما أقبلت أقبل عليها و لا ينزجر من اللّه بزاجر و لا يتّعظ منه بواعظ » . « 1 » ظاهر معناى [ جملهء اوّل اين است كه ] مىفرمايد : علامت و نشانهء دنياطلبان و شهوت پرستان اين است كه در طلب نمودن دنيا با يكديگر مزاحم مىشوند و براى تحصيل حرام با هم مشاجره مىنمايند ؛ با اين‌كه راه بهشت و دوزخ براى آنان معرفى و مشخّص گشته ؛ صورت‌هاى خود را از علم هدايت برگردانند و طريق سعادت و بهشت را واگذارده و رها نمايند ، و به سمت جهنّم رهسپار آيند . خداى مهربان ايشان را بسوى روضهء رضوان مىخواند ، اجابت ننموده ، بلكه پشت كرده [ امّا شيطان كه آنان را مىخواند اجابت كرده استقبال مىكنند ] . معنى جملهء ثانيه از فرمايشاتش آن‌كه مىفرمايد : پاك و منزّه است از جهت خالق بودن و معبوديّت خالق و معبود ما . اى خدايى كه منزّه از غبار امكان و فقرى ! خلق فرمودى مضيف خانه و مهمان‌سرايى را و قرار دادى در آن ميهمان‌خانه‌اى كه بهشت جاويد باشد از هرگونه خوردنى و آشاميدنى و انواع ميوه‌ها و انهار جاريه و زراعات و اشجار مثمره و قصرهاى زرنگار و حوريان خدمت‌گزار ؛ پس سلسلهء انبيا و سفراى خود را كه عزيزترين خلقت بودند فرستادى كه بندگانت را به سوى اين مهمانخانه دعوت نمايند ؛ در آنجا كه فرمود : « وَ سارِعُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ » ؛ « 2 » و چون دعوت نمودند ، اجابت رسولان نكردند و كمر عداوت آن‌ها را محكم بستند و رغبت ننمودند به آن‌چه خداوند مهربان وعده فرموده بود ، و اشتياق پيدا نكردند به آن ميهمان‌خانه ، بلكه مبادرت جستند به سوى زخارف دنيا كه چون مردارى است گنديده ، و براى جمع نمودن و خوردن او خود را مفتضح و رسوا نمودند و همه چيز خود را مايهء صلح خود قرار دادند . هر آن كس بر چيزى عاشق شد ، ديدهء بصيرت او را آن چيز كور

--> ( 1 ) . نهج البلاغه ، خطبهء 109 ( 2 ) . آل عمران ، 133