الشيخ رسول جعفريان
37
رسائل حجابيه (فارسى)
و صورت نبوده و بيشتر آنها آثارى تبليغى بهشمار مىرفته است . بههمين دليل ، رونويسى آنها از يكديگر امرى عادى بوده و همين امر خود دشوارىهايى را پديد آورده است . نويسندهء كشف الغرور خود تصريح دارد كه « حقير غالب آن رسالهها را بهدست آورده و خلاصه و جوهرهء آن را در منابر نقل مىكردم » . طبعا بعدها كه در انديشهء نگارش اين اثر افتاده ، همان مطلب را در كتاب پرحجم خود آورده است . موارد ديگرى نيز از اين قبيل وجود دارد كه در مقدمههايى كه بر رسالهها نوشتهايم ، اشاره به آنها كردهايم . روش استدلال براى حجاب در رسالهها و آثار جديد يكى از نكاتى كه در كتابها و رسالههاى حجابيه بايد مورد توجه قرار گيرد ، تغييرى است كه در روش محتوايى نگارش آنها و ارائهء نوع استدلالها صورت گرفت . اين روش ، بكارگيرى نوعى عقلگرايى در قضاياى كلامى و فقهى و تاريخى بود كه از ويژگىهاى آثار نوشته شده در دفاع از دين ، پس از ورود تجدد در ايران است . به عبارت ديگر ، از آثار نفوذ انديشههاى جديد و به عبارتى حركت منوّرالفكرى در ايران ، تحكّم عقل بر تعبّد دينى بود ؛ امرى كه به ظاهر در چهارچوب دريافت وجه عقلى احكام و شريعت بود ؛ اما فى الواقع تفاوت كيفى و كمى آشكارى با آن داشت . تا آن زمان ترديدى وجود نداشت كه بعد انتقادپذيرى كه در انديشههاى جديد غربى مورد قبول بود ، در وحى دينى راه نداشت ؛ همچنانكه ، نوع خاصّ روشنگرى كه در احكام عرفى غربى مطرح بود ، در دين نمىتوانست مطرح باشد ؛ نه در قضاياى كلامى كه به ظاهر كاملا عقلى مىنمود و نه در احكام شرعى كه از اساس بر مبناى تعبّد بود . چرا كه حتى بسيارى از قضاياى كلامى نيز تنها و تنها به صورت كلى قابل بحث و استدلال بود و اندكى كه بحث به مسائل درونى آن كشيده مىشد ، راه به جايى نبرده و مؤمن جز پذيرش نصوص دينى و ظواهر آنها تا آنجا كه با بديهيات عقل برخورد پيدا نكند ، چارهاى نداشت . اما پس از تجدد ، كاوش و چون چرا در كنه همهء قضايا و تحليل عقلانى آنها آغاز گرديد . علماى اين دوره كه با چنين نگرش عقلانى - انتقادى روبرو بودند ، براى پاسخگويى به اشكالات نسل جديد متأثر از اين روشها ، جهتگيرى استدلالهاى فقهى را عوض كردند . درست است كه هنوز استدلال به قرآن و حديث براى بسيارى اهميت داشت ؛ اما در كنار آن ، چيزى كه نسل جديد خواهان آن بود ، نه استدلال به آيه و حديث ، بلكه تفهيم عقلانى وجه و علت لزوم و وجوب احكام شرعى و در مورد مثال ، مسألهء حجاب بود . در واقع ، بحث حجاب - و در كنار آن شراب يا تحريم گوشت خوك ، از نخستين احكام فقهى بودند