الشيخ رسول جعفريان
18
رسائل حجابيه (فارسى)
كشورهاى در حال توسعهء مسلمان مانند مصر ، سوريه و حتى تركيه كه روزگارى كمتر زمينهء مقبوليت داشت ، مورد استقبال قرار گرفته و شمار فراوانى از زنان دانشگاهى به حجاب روى آوردهاند . بدين ترتيب ، بايد گفت ، غرب در اين بخش از تهاجم خود در ميان مسلمانان به مقدار زيادى با شكست روبرو شده است . در اين سوى ، بحثهاى دينى و فكرى دربارهء حجاب ادامه داشت ؛ بحثى كه پيش از زمان رضا خان مطرح شده بود . در آن زمان ، در برابر تبليغات بىحجابى ، علماى دين ، دست به تأليف مقالات و رسالهها و كتابهاى متعدد در ايران و عراق زدند . با آغاز اجبارى شدن كشف حجاب و انسداد فضاى سياسى و فرهنگى ايران ، فرصت كار علمى از علما گرفته شد و تنها پس از شهريور 1320 ش ، بار ديگر فعاليتهاى فرهنگى علما در اين زمينه آغاز شد و طى سالهاى 1325 تا 1330 ش - و پس از آن - چندين كتاب در اين زمينه تأليف گرديد . در اين دو دوره ، و در واقع ، قريب شصت سال ( از سال 1290 ش ، سال تأليف رسالهء فخر الاسلام تا سال 1347 ش ، سال تأليف مسألهء حجاب استاد مطهرى ) علما در برخورد با بدعت كشف حجاب ، آثار فراوانى را تأليف كردند كه بيشتر آنها به چاپ رسيده ، گرچه كتابهاى چاپ نشده هم وجود دارد . اين حجم گستردهء از اطلاعات دربارهء حجاب كه از زواياى مختلف فقهى و اجتماعى بدان پرداخته شده است ، به عنوان بخشى از ميراث اسلامى ، مىبايد مورد بازشناسى قرار گيرد . اين بازشناسى ، افزون بر آنكه مىتواند به شناخت جريانات فكرى آن دورهء تاريخى كمك كند ، زمينهء مناسبى را هم براى تحقيقات بعدى در اينباره ، فراهم خواهد كرد . البته بحث از حجاب دشوارىهاى خاص خود دارد . يكى از اين دشوارىها ، چندبعدى بودن اين بحث است . به عبارت ديگر ، سه زاويهء جغرافيايى مختلف در منبع بحث حجاب وجود دارد . نخست زاويهء ديد شرع ؛ دوم زاويهء ديد عرف ، و سوم زاويهء ديد جديد غربى . در حقيقت عناصرى كه در اين مجموعه مورد توجه قرار مىگيرد ، هركدام به يكى از اين سه زاويه مربوط مىشود . خلط ميان اين زوايا ، مىتواند محقق و نويسنده را گمراه كند ؛ كارى كه گاه ، آگاهانه و گاه ناآگاهانه صورت مىگيرد . حجاب به عنوان يك عمل اجتماعى ، همزمان در يك بستر شرعى ، عرفى ملّى و غربى قرار داشته و لازم است تا ديدگاهها و مسائل مطروحه از هر زاويه تفكيك شود تا تكليف بحث و يا به اصطلاح ، محل نزاع مشخص گردد . در اين صورت است كه عقل بهتر و درستتر مىتواند تصميم بگيرد . بايد اعتراف كرد كه در گذشته ، عرف بر برخى از استنباطهاى فقهى سايه انداخته است ؛ و در نتيجه ، در راستاى تأكيدات فقهى مربوط به حجاب ، اعم از الزام و استحباب ، چه بسا افراطهايى هم صورت گرفته است ؛ اما اصلاح آنها ، همزمان با تحميل رويهء عرفى غربى جديد كه همان رسوخ ، بلكه تحكّم انديشههاى نو و مدرن است ، نشان از انحرافى ديگر دارد . وقتى قرار باشد ما فقه و شرع را با حقوق بشر كه ناشى از تفكر انسانگرايانهء عصر جديد است ، تطبيق دهيم ، آنهم يكطرفه ، يعنى شرع تابع حقوق بشر شود ، نبايد در انتظار رسيدن به يك درك درست در تفكر دينى خود باشيم . به