علي الأحمدي الميانجي
285
مالكيت خصوصى در اسلام (فارسى)
براى او اقطاع فرمود . « 1 » 3 - براى « وائل » فرزند حجر در « حضرموت » زمينى را اقطاع فرمود . « 2 » 4 - براى زبير تا آنجا كه اسبش بتواند بدود ، اقطاع فرمودند . « 3 » اقطاعات رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم مطابق آنچه كه در كتب تواريخ و حديث و فقه نقل شده بسيار زياد است و اينجا گنجايش آوردن همهء آنها نيست ، مشتاقان به مكاتيب الرسول و كتابهاى ديگر مراجعه كنند . 2 - اقطاع كردن امام تشويقى بود براى دست كشيدن از صحرانشينى و تشكيل اجتماعات بزرگ و كوچك تا مسلمانان متشكلتر و قوىتر گردند و خوى بيابان گردى از اعراب برود و كم كم به تمدن اسلامى خو گرفته و حكومت اسلامى تشكيل شود . 3 - اقطاع كردن زمين ، مردم را به توليد و كشاورزى و درختكارى كه عامل بزرگ پيشرفت اقتصادى مىباشد تشويق مىنمود . 4 - سوق دادن فقرا و مستضعفين به آباد كردن كشور اسلامى به استفاده از سرمايههاى خدا دادى ، در ضمن اينكه زندگى خود را سر و صورت مىدادند كشور اسلامى را آباد و حكومت اسلامى را نيز از نظر اقتصادى كه در آن زمان بسيار در وضع بد و دشوارى بود تقويت مىنمودند . بحثى كه در اينجا پيش مىآيد اين است كه در اغلب نامهها نوشتههائى كه به عنوان اقطاع نوشته شده كلمه و جملهاى كه به كار برده شده است مانند : « اعطيت » و « اعطى » و « اقطعت » و « لهم » و « له » است و همه دلالت بر تمليك دارد ، بعلاوه خود اعطاى رسول صلى الله عليه و آله و سلم ظاهر در تمليك است و عرف از آن تمليك مىفهمد ، پس در نتيجه بايد بگوئيم كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به هر كسى زمينى را به عنوان اقطاع واگذار فرموده است
--> ( 1 ) - رجوع شود به : مكاتيب الرسول ج 2 ص 474 و معجم البلدان ج 4 ، ص 326 ، 307 و مستدرك حاكم : ج 1 ، ص 418 و ج 3 ، ص 517 و وفاء الوفا ص 1042 و اموال ابى عبيد ، ص 387 و 408 و كنز العمال ج 2 ، ص 109 ، 187 و فتوح البلدان ، ص 22 و خراج يحيى بن آدم قرشى ، ص 89 و مسند احمد ج 1 ، ص 306 و رسالات نبويه ص 101 ، 102 و قواعد علامه و جواهر كتاب احياى موات و دروس ، ص 294 و تحرير علامه در احياى موات و سنن بيهقى ج 6 ، ص 145 . ( 2 ) - مكاتيب الرسول ج 3 ، ص 492 از اسد الغابة و اصابه و استيعاب و فتوح البلدان ص 99 و نيل الأوطار ج 6 ، ص 57 و سنن بيهقى ج 6 ، ص 144 و دروس ص 294 نقل كرده است . ( 3 ) - مكاتيب الرسول ج 2 ، ص 492 از سنن بيهقى ج 6 ، ص 144 و مسند احمد ج 2 ، ص 156 و شرايع و قواعد و تحرير و تذكره و دروس ص 294 و نيل الاوطار ج 6 ، ص 57 .