علي الأحمدي الميانجي
270
مالكيت خصوصى در اسلام (فارسى)
احاديث استفاده مىشود كه همهء دنيا ملك رسول خدا و ائمه عليهم السلام مىباشد و آنها حق دارند هرچه را بخواهند بگيرند و هرچه را بخواهند بخشش نمايند مانند روايت أبو بصير « . . . اما علمت ان الدنيا و الآخرة للامام يضعها حيث يشاء و يدفعها الى من يشاء . . . » و خبر ابن ريّان : « انّ الدنيا و ما عليها لرسول الله » و « الدّنيا و ما فيها لله و لرسوله و لنا » ، « خلق الله آدم و اقطعه الدّنيا قطيعة فما كان لآدم فلرسول الله و ما كان لرسول الله فهو للأئمة من آل محمد صلى الله عليه و آله و سلم » و « . . . الأرض كلّه لنا . . . » ، « وجدنا فى كتاب علىّ عليه السلام . . . و الأرض كلّها لنا . . . » و شايد مراد در حديث غدير از جملهء : « الست اولى بكم من انفسكم » ، همين معنا باشد . و ممكن است كسى اشكال كند كه بر اين معنا معتقد شدن ممكن نيست زيرا مخالف اسلام است ، كما اينكه هشام بن حكم نيز اين را منكر شده . . . و ليكن مراد از ملكيت كه در اين اخبار ذكر شده ، ملكيتى نيست كه منافات با مالكيت مردم باشد بلكه مراد مالكيتى از سح مالكيت خداست به اموال بشر ، پس مقتضاى اخبار اين است كه ما ملتزم شويم بر اينكه ملك مردم نسبتش به رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم و ائمه عليهم السلام نسبت ملك عبد و مولاى او مىباشد . « 1 » خلاصه ، همهء دنيا ملك خدا و با تمليك او همه ، ملك رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم و با تمليك رسول همه ملك امام عليه السلام و با تمليك امام عليه السلام همه ملك كسى است كه ان را از راه حلال بدست آورده باشد . خلاصه اين روايت يك مطلب عميق و دقيق علمى را بيان مىكند كه در خود روايات احياى زمين به آن اشاره شده است كه فرموده است : « عادىّ الأرض لله و لرسوله ثم هى لكم » در اين خبر فرض بر آن داشته كه زمين از آن خدا است و نيز فرموده مال رسول است با اينكه پيامبر مسلماً شريك خدا نيست ، پس ملك پيامبر در طول ملك خدا و با تمليك او مىباشد و بعد فرموده : « هى لكم » و با ثمّ عطف كرده است در حقيقت سه مالكيت به طور طولى بيان شده است و همچنين در روايت ديگر فرموده است : « لله و لرسوله ثم هى لكم منّى » و « . . . لله و لرسوله ثم لكم من بعد . . . » در كلمهء « لكم منّى » دقّت شود كه در ملكيت طولى ظهور كامل دارد . 3 - در نفس همين روايات احيا نمودن زمين مقيد شده است به اينكه قبلًا مال كسى يا
--> ( 1 ) - خلاصهاى از كلام طولانى مرحوم محقق فقيه آقاى حاج آقا رضا همدانى در كتاب خمس مصباح الفقيه ص 108 و جواهر ج 16 اول كتاب خمس و جامع احاديث الشيعة ج 8 ، ص 617 ، 618 و 608 .