علي الأحمدي الميانجي
264
مالكيت خصوصى در اسلام (فارسى)
25 - « عادّى الأرض لله و للرّسول ثم هى لكم من بعد فمن احيا ارضا ميتة فهى له و ليس لمحتجر حقّ بعد ثلاث سنين » : « 1 » زمينى قديمى ( موات ) از آنِ خدا و رسول است ، سپس مال شما است پس هركس احيا نمايد ، زمين مردهاى را ، ملك او است و كسى كه دور زمينى را سنگچينى كند ( و سه سال احيا ننمايد ) حق ندارد . نظر تحقيقى در احاديث : اين احاديث از چند جهت شايان دقت و تحقيق است : 1 - جاى هيچگونه اشكال در صدور روايات كه آيا اين احاديث از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم صادر شده يا نه ؟ نيست زيرا : اولًا تواتر معنوى و اجمالى از طرق اهل سنت و شيعه حاصل است يعنى در اثر كثرت راويان خبر ، يقين پيدا مىكنيم كه اين مضمون از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم و ائمه عليهم السلام صادر شده است و ديگر يقين حاصل مىشود كه يكى از اين الفاظ نقل رسول الله است . و ثانياً : علماى اسلام و فقهاى بزرگ مسلمين در كتابهاى خويش اين احاديث را نقل و استدلال كردهاند و هيچكس در صدور روايت ترديدى نكرده است . ثالثاً : روايات در كتب معتبره و مورد اعتماد نقل و با اسانيد معتبره نقل شده است . 2 - بحث در مضمون آنها كه آيا اين احاديث دلالت بر مالكيت خصوصى دارد ؟ يعنى اگر شخصى زمينى را آباد كرد مالك مىشود ؟ يا اينكه احيا كردن هم مانند : تحجير ( سنگچينى ) و حصار كشى و سيمكشى حق اولويت ايجاد مىنمايد كه آن شخص براى احيا كردن از ديگران سزاوارتر و اولى خواهد بود ؟ و ( همانطورى كه بعداً ذكر خواهد شد ) اگر احيا ننمود حق او ساقط مىشود . ظاهر اين احاديث ملكيت است زيرا : اولًا ؛ لام در لغت عرب ( اگر قرائن عقلى يا لفظى دالّ خلاف آن نباشد ) ملكيت را افاده مىكند ، به طورى كه اگر ما اين جمله را به اهل زبان ( كه دور از احتمالات فلسفى و اصولى باشند ) نشان بدهيم در اذهان آنها بدون ترديد مالكيت تبادر مىكند و صحابه و تابعين هم چون اهل زبان بودند و آشنائى كامل به لغت اصيل عرب داشتهاند لذا بدون ترديد در موارد استعمال « لام » ملكيت فهميده و احتمال ديگر ندادهاند مثلًا در موارد ذيل ، احدى ترديد در اين جهت نكرده است :
--> ( 1 ) - خراج أبى يوسف ، ص 70 .