علي الأحمدي الميانجي

201

مالكيت خصوصى در اسلام (فارسى)

ميان بنى هاشم تقسيم شود همه را كفايت خواهد كرد « 1 » . نووى در تهذيب الأسماء و ابن حجر آورده‌اند : مراد از صدقه در اينجا ( يعنى در حديث گذشته ) زكات نيست بلكه وقف‌هايى مىباشد ( كه آن حضرت وقف كرده بود و ) صدقهء جاريه قرار داده بود و حاصل غلّهء آنها اين مقدار مىشد « 2 » . شافعى « درام گويد » گويد : والى مدينه ( نوشته و وقفنامهء ) صدقهء على بن ابى طالب را بيرون آورد و گفت : كه اين نوشته را از آل ابى رافع گرفته‌ايم و اين نوشته پيش آنها بوده است ، سپس والى دستور داد آن را براى من قرائت كردند « 3 » . شيخ طوسى رحمة اللَّه تعالى عليه در امالى گويد : ( هنگامى كه على عليه السلام در كوفه بود ) مخارج ( خود و خانوادهء او ) از غلّهء املاك ينبع به دست مىآمد « 4 » . ابن ابى الحديد مىگويد : عثمانيه در مقام اشكال‌تراشى به على عليه السلام مىگويند : أبو بكر از دنيا رفت و هيچ درهم و دينارى از خود به ارث نگذاشت و حال آنكه على عليه السلام از دنيا رفت در حالى كه مزارع زيادى از خود به ارث گذاشت ( پس أبو بكر زاهدتر از او بوده است ) « 5 » . جواب اين اشكال چنين داده شده است كه همه مىدانند على عليه السلام چشمه‌ها را با دسترنج خود در « مدينه » و « ينبع » و « سويقه » درآورده است و زمين‌هاى موات زيادى را احيا نمود سپس آنها را از ملك خود بيرون كرد و براى مسلمانان صدقه قرار داد و از اين املاك در هنگام مرگ در ملكش چيزى باقى نماند « 6 » . مگر نمىبينى كتاب‌هاى سيره و تاريخ را كه نزاع زيد بن على و عبد اللَّه بن حسن را دربارهء صدقه‌هاى على عليه السلام نقل كرده‌اند در حالى كه على عليه السلام براى بچه‌هاى خود كم و زيادى باقى نگذاشت مگر چند غلام و كنيز و هفتصد درهم كه اندوخته بود تا براى خدمت در خانهء خود خدمتگزارى بخرد كه قيمتش 28 دينار بود . . . و أبو بكر نيز چيزى باقى نگذاشت چون كه زنده نماند و اگر زنده بود او هم همين كار را مىكرد ، مگر

--> ( 1 ) - بحار ، ج 41 ، ص 43 . ( 2 ) - اسد الغابة ، ج 4 ، ص 24 . و در تراتيب ادارية نيز همين تأويل را ذكر كرده است ، رجوع شود به ج 1 ، ص 407 . ( 3 ) - تراتيب الادارية ، ج 1 ، ص 407 و سنن بيهقى ، ج 6 ، ص 161 و كتاب امّ شافعى ، ج 3 ، ص 279 ، 281 . ( 4 ) - وسائل ج 11 ، ص 83 و بحار ج 40 ، ص 325 از مناقب و 334 و غارات ص 68 . ( 5 ) - ابن ابى الحديد ج 10 ، ص 146 ، 147 . ( 6 ) - كلام ابن ابى الحديد را با تفصيل نقل كرديم و رجوع شود به بحار ج 40 ، ص 339 از كشف المحجة .