علي الأحمدي الميانجي
162
مالكيت خصوصى در اسلام (فارسى)
اختصار ترجمه نموديم و بحث در تفصيل نامهها و دقت در مدارك و الفاظ و اختلاف روايات و همچنين دقت در معانى الفاظ و نكات ادبى در مجال اين گفتار نمىگنجد . اما بطور اجمال به مطالب زير از نامهها توجه فرمائيد : 1 - چون كافرى كه اهل كتاب نباشد و در پناه اسلام نباشد مال و جانش براى مسلمانان حلال است و احترام ندارد ، فلذا قبائل عرب كه مسلمان مىشدند ، گروهى از ميان خودشان به عنوان نماينده به مدينه حضور رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم فرستاده و مكتوبى مىگرفتند كه در آن اسلام آورد نشان و پذيرفتن رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم درج مىشد و احترام نسبت به جان و مالشان نيز ذكر مىگرديد . 2 - در اين نامهها حق مالكيت آنها كه به حكم فطرت و عقل پذيرفته است امضا و انفاذ مىشد . 3 - در اين مكتوبها دارائى آنها به عنوان : « اموال » ، « ارض » ، « ارض بور » ، « ضاحية » ، « ضامنة » ، « ملك » ، « موامر مرامر » ، « عمران » ، « بحر » ، « محجر » ، « الحصون » ، « فراع » ، « وهاط » ، « عزاز » ، « اغفال الأرض » ، « ماء » ، « معين » ، « بلاد » ، « اشياء » ، « بور » ، « شراجع » ، « شجر » ، « آبار » ، « سواقى » ، « نبت » ، « رقيق » ، « نحل » ، « ضحل » و « معامى » ذكر شده است ، فلذا بسيار به جا است كه اين واژهها دقيقاً با ملاحظهء اختصار در اينجا تشريح گردد . « مال » : در اصل لغت به چيزهايى گفته مىشود كه مملوك است از طلا و نقره و يا به آنچه كه داخل در ملك مىشود ، مال گفته مىشود و اكثراً در نزد عرب به « شتر » مال گفته مىشود ، زيرا غالب اموالشان شتر بود . « 1 » « ارض » : در نامههاى پيامبر به شكل مفرد و جمع آمده است و به معناى زمين است ، ولى در اين نامهها زمينهايى مقصود است كه آباد بوده است ، زيرا بيابانهاى موات در نزد عقلا قبل از آباد شدن ملك نبوده و نيست مگر به عنوان چراگاه يا حريم املاك ، در اين نامهها نيز همين روش عقلائى امضا شده است و لذا در مكتوبى كه براى اكيدر نوشته شده ، « بور » يعنى زمين موات و باير ، ملك رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم قرار داده است و همچنين اغفال الارض . « بور » و باير در لغت به معناى فاسد و بىفايده است و ارض بايرة يعنى زمين متروكه كه زراعت نمىشود و بور زمينى است كه زراعت نشده است . « اغفال ، غفل » : بيابانى را گويند كه هيچ گونه علائم آبادى در آن ديده نشود و « اغفال
--> ( 1 ) - لسان الغرب و نهاية .