حاج ملا هادي السبزواري
20
اسرار الحكم في المفتتح والمختتم (فارسى)
خود محقّق نشود ، راه به جائى نخواهيم برد . فلسفه و كلام و فقه و اصول و ديگر دانشهاى اسلامى ، و نيز حتّى ادبيات و داستاننويسى ما احتمالا ، نياز به پيدا كردن الگوهائى جديد دارد كه با مبانى فرهنگى سازگار بوده و منشأهايى بومى داشته باشد ، تا از اين رهگذر انديشههاى اصيل ، « رقّت » پذير شده و با « انعطاف » يا بى ، از حقيقتهاى عينى و باريك ، فاصله نگيرند كه هزار نكته باريكتر زمو اينجاست . « 1 » در اينجا ، اشاره به يك موضوع خالى از فايده نيست : به طور كلّى ، ميان « تمدّن » و « بيمارى واگير » شباهت گونهاى وجود دارد ، چرا كه هر دو ، در نتيجهء « مجاورت » و « آميزش » ، از مردمى به مردمى ديگر انتقال پيدا مىكند و پس از آن است كه يكى از اين دو ظاهر مىشود . نخستين فكر و سؤالى كه به خاطر مىرسد ، اين است كه : راه سرايت از كجاست ؟ « 2 » حكايت « فلسفه » و « فلسفهها » ، همان حكايت « تمدّن » و « بيمارى واگير » و « انتقال » است . چيستارى فلسفه « فلسفه » ، رشته يا علمى است كه دربارهء « وجود » و « استى » و « هستى » بحث مىكند و به اصطلاح ، محدود به Ontologe يعنى « هستى شناسى » است . ذات هر انديشهاى ، عبارت است از تركيب شدن آن ، با يك هدف . بنابراين ، هستى همين كه به تصوّر آيد ، مفهوم جهان غير قابل تقسيم متصوّر مىشود ، چون هستى متصوّر ، مفهوم جهان يكپارچه است . پس هستى راستين ، جهان واقعى است و جهان
--> ( 1 ) - روشن است كه اين تز ، به معناى نفى ابعاد مثبت تمدّن مكتوب شرق و خصوصا انديشههاى فاخرى نيست كه بر قلم پيشتازان عظيم القدرى چونان ابن سينا ، مولوى ، ابن عربى ، حافظ ، خواجه نصير طوسى و ديگر بزرگان مشرق زمين ، جارى شده است . ( 2 ) - « انتقال علوم يونانى به عالم اسلامى » ، دليسى ادليرى ، ترجمهء مرحوم احمد آرام ، انتشارات دانشگاه تهران ، 1342 / 1 .