الشيخ محمد تقي الرازي الأصفهاني
56
رساله صلاتيه (فارسى)
و كتاب گرانسنگ وى يعنى « هداية المسترشدين » مورد رجوع و توجّه علما بوده و مىباشد . وى در فقه نيز از مرتبهى بالا و جايگاه والايى برخوردار مىباشد و از آثار فقهى او كتاب گران سنگ « تبصرة الفقهاء » مىباشد و اميد مىرود به زودى در دسترس اهل علم قرار گيرد . اين شخصيّت و الا قدر ، در دوران جوانى ، به حلقهى درس استاد الكل فى الكلّ علّامه وحيد بهبهانى راه يافته ، و از خرمن علم و دانش او خوشهچينى نموده ، و سپس به جمع شاگردان علّامهى بزرگ شيخ جعفر كاشف الغطاء پيوسته ، و در آنجا آنچنان بالنده گرديده كه به عنوان چهرهاى شاخص ، مطرح و مورد توجّه خاص استاد خويش قرار گرفته است . . . . اين فقيه فرزانه در حدود سالهاى 1217 و 1216 ه از عتبات عاليات به قصد زيارت امام ثامن ضامن حضرت على بن موسى الرضا - عليه آلاف التحيّة و الثناء - خارج ، و پس از توقّفى كوتاه در مشهد مقدّس و شهر يزد ، وارد اصفهان گرديده ، و در اين شهر مستقر گشته ، مهمترين حوزهاى درسى را در اصفهان پايهگذارى نهاده و صدها تن از اهل فضل و تحقيق در درس وى حاضر شده و به كسب علم پرداختند . معرّفى رادمردى چنين ، نه در خور اين مقال و مقدّمه ، كه خود فرصتى ديگر و مقالهى مفصّلى را مىطلبد . هر چند استاد محترم - كه خود از احفاد مؤلف علّامه مىباشند - در مقدّمه بر اين كتاب و در كتاب ديگر خويش « قبيله عالمان دين » و قبل از ايشان ، محقّق ارجمند مرحوم سيّد مصلح الدين مهدوى در كتاب خويش « تاريخ علمى و اجتماعى اصفهان در دو قرن اخير » به معرفى اين چهره ماندگار پرداختهاند ، ولى ما در اينجا تنها به كلام رادمردى بزرگ ، كه از شاگردان نامآور