محمد تقي المجلسي (الأول)

70

يك دوره فقه كامل فارسى (فارسى)

و امّا در قربانى سنّت كافى است يكى از براى هفت كس و هفتاد كس از خويشان و برادران و جائز نيست بيرون بردن چيزى از هدى از منى و واجب است كه از شتر ثنى باشد يعنى پنجسالهء تمام و در ششم در امده و همچنين از گاو و گوسفند ثنى باشد و ان انست كه در سال دوّم درامده باشد و جائز است از ميشى جذع و ان انست كه هفتماه تمام كرده باشد و همچنين بايد كه تمام باشد و قصورى نداشته باشد پس جائز نباشد كور و لنگى كه ظاهر باشد لنگى او و شاخ اندرونى او شكسته و گوش بريده و خايه كشيده و لاغر و سنّت است كه از شتر و گاو ماده باشد و از بز و ميش نر و به عرفات برده باشند و فربه باشد كه در سياهى نظر كند و در سياهى رود و در سياهى خسپد و اينعبارترا سه معنى گفته‌اند اوّل انكه چشم و دست و پاى او و شكم و سينهء او سياه باشد دوّم انكه سايه داشته باشد كه در سايهء خود رود و در ان خسپد و نظر در ان كند سيّم انكه در سبزه چرد و در انجايگاه نظر كند و خسپد و مكروه است گاو نر و گاوميش و شتر نر و سنّت است كه نحر شتر ايستاده كند و به بندد دستهاى او و كارد زند از جانب راست و دعا خواند و خود بكشتن مشغول شود اگر داند و الّا دست خود را بر دست كسى نهد كه ميكشد و هدى را سه بخش كند دو دانگ از براى خوردن بگذارد و دو دانگ هديه دهد و دو دانگ ديگر صدقه كند و اگر هدى يافت نشود و بها داشته بگذارد بهاى انرا نزد كسى تا بخرد و ذبح كند در بقيّهء ذى الحجه و اگر عاجز باشد از هدى و بهاى ان ده روز روزه بدارد سه روز پياپى در حج روز عرفه و دو روز پيشتر و جائز است از اوّل ذى الحجه بعد از احرام و مؤخر داشتن از عيد در ذى الحجه پس اگر ذى الحجه بگذرد و روزه نداشته باشد واجب شود هدى در سال اينده و بمنى و اگر بعد از روزه هدى يابد سنّت است كه ذبح كند و هفت روز ديگر چون باهل خود برسد روزه بدارد و اگر در مكه اقامت نمايد انتظار رسيدن اصحاب و رفيقان يا اهل خود بكشد يا گذشتن يك ماه و اگر بميرد كسى كه روزه بر او واجب باشد ولى او ده روز روزه بدارد و اگر بميرد كسى كه هدى دارد از اصل تركه هدى را بيرون كنند و امّا هدى قران بيرون نميرود از ملك صاحبش و اگر چه اشعار و تقليد كرده باشد و او را رسد تصرّف در ان و بدل كردن ليكن هر گاه كه رانده باشد با خود ناچار باشد از نحر ان بمنى اگر از براى حج باشد و بجزوره ؟ ؟ ؟ ؟ اگر از براى عمره باشد و اگر هلاك گردد واجب نباشد بدل و اگر بدزدند بى تقصير ضامن نباشد و جائز است سوار شدن هدى و خوردن شير او مادام كه ضررى به او و ولد او نرسد و سنّت است قسمت هدى سياق همچو هدى تمتع تتمه در قربانى و ان سنّت است مؤكد و هدى واجب محسوبست از ان و افضل ثنى است از شتر و ان انست كه پنجسال تمام كرده باشد پس ثنى از گاو و ان انست كه يكسال تمام كرده باشد پس جذع از ميش يا جذعه يعنى گوسفند نر يا ماده كه هفتماه تمام كرده باشد پس ثنى از بز و ان انست كه يكسال تمام كرده باشد و غير ثنى و جذع محسوب نيست و سنّت است كه از شتر و گاو ماده باشد و از گوسفند نر و مكروه است قربانى بگاو نر و گاوميش و خايه گرفته و سنّت است كه فربه باشد در سياهى نظر كند و همچنين رود و خسپد در سياهى چنان كه گذشت در هدى و ايّام قربانى در منى روز عيد است و سه روز بعد از ان و در ديگر جايها روز