محمد تقي المجلسي (الأول)

69

يك دوره فقه كامل فارسى (فارسى)

به عرفات نيّت و بودن انجا تا بغروب پس اگر عمدا پيش از غروب برود و بر شترى باشد و اگر عاجز ايد هجده روز روزه بدارد و اگر نداند يا سهوا برود برو چيزى نباشد و اگر نتواند روز انجا بودن شب بباشد و اگر اصلا به عرفات نباشد بجهة انكه نداند يا فراموش كند يا مضطر بود بودن مشعر كافى باشد و سنّت است كه بدست چپ كوه عرفه فرود ايد در هموارى و خيمه خود در نمره زند و جمع كند بار و پرتال خود را در خلال و فرجه كه در ميان مردم باشد و به خود و پرتال انرا پر كند و ببندد و دعا كند ايستاده از براى خود و پدر و مادر و مؤمنين و دعا بسيار خواندن چنان كه منقول است و مكروه است خواندن دعا سواره و نشسته و در بالاى كوه و بودن در نمره و عرنه و ثويّه و ذى المجاز و تحت اراك محسوب نيست زيرا كه اينمواضع نه از عرفه‌اند بلكه حدود انجااند پس چون افتاب روز عرفه غروب كند برود بمشعر و سنّت است كه هموار رود و دعا بخواند چون بكشيب احمر رسد و نماز شام و خفتن را موقوف نمايد تا بمشعر و اگر چه دانگى و نيم از شب برود و بجهة هر دو نماز يك اذان و دو اقامت بگويد و نافلهء مغرب را بعد از عشا بگذارد و اگر مانعى پيش ايد نماز در راه بگذارد و واجب است در وقوف بمشعر نيّت و بودن انجا تا بطلوع افتاب پس اگر برود از انجا پيش از فجر عمدا بعد از انكه شب بوده باشد برو گوسفندى باشد و حج او باطل نشود اگر بعرفه بوده باشد و جائز است زنرا و كسى كه ترسد رفتن پيش از فجر و هيچ چيز بر ايشان نباشد و همچنين كسى كه فراموش كند و پيش از فجر برود و جائز است بر بالاى كوه رفتن گاهى كه انبوهى باشد و سنّت است كه توقف كند بعد از صبح و دعا بخواند و ذكر كند بر كوه قزح ؟ ؟ ؟ و اگر كسى بمشعر نباشد نه بشب و نه بعد از فجر عمدا باطلشود حج او و اگر فراموش كند صحيح باشد اگر عرفه دريافته باشد و وقت وقوف اختيارى بعرفه از زوال شمس روز عرفه است تا بغروب هر كه عمدا ترك كند حج او باطل باشد و اضطرارى تا بطلوع فجر است و وقت وقوف اختيارى بمشعر از طلوع فجر است تا بطلوع شمس و اضطرارى تا بزوال پس هر كس يكى را به اختيار دريابد حجرا دريافته است و اگر هر دو را باضطرارى دريابد دو قولست و اگر يكيرا باضطرارى دريابد حجرا فوت كرده است و سنّت است كه روز عيد بمنى رود پيش از طلوع افتاب غير امام ليكن از وادى محسر ؟ ؟ ؟ الّا بعد از طلوع شمس و امام بگذارد تا افتاب برايد و در وادى محسر كه ميرود دعا بخواند باب هفتم در مناسك منى و انسه است اوّل رمى يعنى انداختن سنگ واجب است در روز عيد كه نيّت كند و بجمرهء عقبه هفت سنگ اندازد بر وجهيكه انداختن گويند و بانجا برسند و هر يكيرا عليحده اندازد و سنّت است كه به طهارت باشد و دعا بخواند در هر انداختن و ده گز دور باشد از جمره تا پانزده گز و سنگ را به پشت ناخن اندازد و روى بجمره كند و پشت بر قبله و در ان جمرهاى ديگر روى بهر دو كند و سنگها را از مشعر برچيند و از همهء حرم جائز است الّا مسجدها و واجب است كه سنگها بكر باشند يعنى پيشتر نينداخته باشند و از حرم باشند و سنّت است انكه ابرش باشند يعنى برو نقطها برنگ ؟ ؟ ؟ ديگر باشد و نرم و برنگ سرمه به قدر سر انگشت و برچيده دوّم ذبح است واجب است كشتن هدى يا نحر ان اگر شتر باشد بر كسى كه حج تمتع ميگذارد و اگر چه يكى باشد و مخيّر است خواجه كه ذبح كند از قبل بندهء ماذونى خود يا امر كند او را به روزه و واجب است در ذبح كه نيّت كند حاجى اگر خود ذبح نمايد و اگر كسى از قبل او ذبح نمايد سنّت است كه دست خود بر دست او نهد و نيّت كند يا انكس از قبل حاجى نيّت كند و انرا بكشد در روز عيد پيش از سر تراشيدن بىانكه او را شريكى باشد در هدى