محمد تقي المجلسي (الأول)
68
يك دوره فقه كامل فارسى (فارسى)
ماليدن و همچنين جميع اركان را خصوصا عراقى و يمانى و سىصد و شصت بار گرد برايد و به خانه نزديك رود و مكروه است در اثناى طواف سخن گفتن به غير دعا و خواندن قران و در طواف سنّت زياده بر هفت بار گرد برامدن و حرام است زياده بر هفت بار در طواف واجب عمدا پس اگر بسهو ازدياد كند سنّت است كه دو هفته تمام كند و اوّل از براى طواف فرض نماز گذارد و سعى كند و بعد از ان از براى طواف سنّت نماز گذارد و اگر كم كند طواف را يا قطع كند از براى دخول خانه يا حاجتى يا حدثى پس اگر از نصف گذشته باشد باز گردد و تمام كند و اگر كمتر باشد از سر گيرد و اگر شك كند در عدد طواف بعد از برگشتن التفات نكند و در اثناى اگر در زيادتى باشد قطع كند و هيچ لازم نشود و اگر در كمى باشد از سر گيرد در واجب و در سنّت بنابر اكثر نهد و اگر بيطهارت طواف كرده باشد از سر گيرد و اگر در جامهء نجس طواف كند دانسته از سر گيرد و ندانسته صحيح باشد و اگر در اثناى بداند ازالهء نجاست نمايد پس تمام كند و اگر فراموش كند طواف زيارترا تا با زن مجامعت كند برو واجب شود كه شترى بكشد و امّا طواف نساء واجب است در هر حجى و عمرهء الا تمتع و اگر فراموش كند نائبى بفرستد كه طواف كند و واجب است تأخير ان از مناسك منى در حج تمتع مگر از براى عذرى باب پنجم در سعى ميان صفا و مروه و انركنست باطل مىشود حج به ترك ان عمدا و اگر سهوا ترك كند قضا كند و اگر بيرون رفته باشد از مكه باز گردد و اگر نتواند نائبى بفرستد كه سعى كند و واجب است در ان نيّت و ابتدا بصفا بانكه پشت پاى او بانجا برسد و ضم كند بمروه بانكه انگشتان پاى او بانجا برسد و هفتبار سعى نمايد از صفا تا بصفا دو سعى اعتبار كند و سنّت است طهارت بحجر و دست رسانيدن و مسح كردن بعد از طواف پيش از سعى و اب خوردن از چاه زمزم و بر بدن ريختن از دلويكه برابر حجر است و بالا رفتن بر صفا و استادن بر انجا روى بركن عراقى كرده و حمد و ثناى خداى تعالى گفتن و دعا خواندن بر انجا و تكبير و تهليل هفتبار گفتن و دويدن بطريق دويدن شتر ميانهء مناره و كوچهء عطارين و هموار رفتن بهر دو طرف او و دعا خواندن در ميانهء سعى و حرام است سعى زياده بر هفتبار و باطل مىشود اگر عمدا كند نه سهوا و بهمچنين مقدّم داشتن بر طواف عمدا پس اگر مقدّم دارد بعد از طواف از سر گيرد و اگر سهوا عدد سعى كم كند قضا كند و اگر سهوا سعى كم كرده و احلال نمايد و با زن نزديكى كند يا ناخن بچيند يا شارب را بگيرد برو گاوى باشد و اتمام سعى و جائز است قطع سعى از براى قضاء حاجت و نماز فرض و بعد از ان اتمام كند پس چون فارغشود از سعى عمرهء تمتع تقصير كند و كمتر انست كه پارهء از موى سر ببرد يا ناخن را بچيند و سر را نتراشد و اگر بتراشد برو گوسفندى باشد و بعد از تقصير حلال شود از هر چيزى كه ازو احرام گرفته و اگر فراموش كند تقصير را تا كه احرام به حج گيرد برو باشد ذبحى باب ششم در احرام حج و وقوف به عرفات و مشعر چون فارغشود از عمره واجب است كه احرام گيرد به حج از مكه و سنّت است كه هنگام زوال روز ترويه باشد در زير نابدان و اگر فراموش كند باز گردد و اگر نتواند احرام گيرد هر جا كه باشد و كيفيّت احرام چنانست كه گذشت الّا انست كه نيّت احرام حج كند و سنّت است كه شب عرفه بمنى باشد پس برود به عرفات و توقف كند در انجا بعد از زوال تا بغروب افتاب روز عرفه و اين ركنست هر كه ترك كند عمدا باطلشود حج او و همچنين اگر سهوا ترك كند و مشعر نيز ترك كند و واجب است در وقوف