محمد تقي المجلسي (الأول)
65
يك دوره فقه كامل فارسى (فارسى)
كردهاند و شرط است در منوب عنه يعنى كسى كه از قبل او حج گذارده مىشود ايمان مگر انكه پدر نائب باشد و موت يا عجز او در حج واجب و در حج سنّت اين شرط نيست و جائز است در حج سنّت نيابت از قبل زنده قادر و در ان فضل بسيار است و نقل است از قبل على بن يقطين كه از مخلصان امام موسى كاظم ع بوده پانصد و پنجاه كس در يكسال حج سنّت گذاردند و كمتر چيزى كه بيك كس داد هفتصد و پنجاه دينار طلا بود و بيشتر ده هزار دينار طلا پس اگر نائب بميرد بعد از احرام و دخول حرم محسوب باشد و اگر پيشتر بميرد بازستانند از اجرة انچه مقابل فعل باقيست و واجب است بر نائب هر شرطى كه كرده باشند در حج از سنّتها و جائز است نيابت در بعضى افعال حج همچو طواف و سعى و رمى جمره و ذبح با عجز منوب عنه نه در احرام و وقوف به عرفات يا مشعر و شب در منى بودن و سر تراشيدن و بر نائب واجب است انچه لازم مىشود از كفارات و هدى و اگر حج را افساد نمايد حج كند در سال اينده يا اجرة باز پس دهد و اگر كسى وصيّت نمايد بمبلغى از براى حج واجب اجرت المثل را از اصل تركه اخراج نمايند و زيادتى را از ثلث ان و در حج سنّتى همه را از ثلث تركه اخراج نمايند امّا حج سنّت شرط است در ان اسلام و انكه برو حج واجبى نباشد از حجة الاسلام و غير ان و اذن خواجه و زوج بنده و زوجه را و شرط نيست بلوغ و اذن پدر و مادر در حج سنّت و اگر چه افضل انست كه از ايشان رخصت نمايد باب دوّم در اقسام و افعال حج حج سه قسم است تمتع و قران و افراد امّا تمتع فرض است بر كسى كه منزل او از مكه به دوازده ميل دور باشد و اندو ديگر فرض است بر اهل مكه و كسانى كه در حوالى مكه مىنشينند و بر صاحب هر دو منزل واجب باشد فرض منزليكه اقامت او در انجا بيشتر است و اگر برابر باشد مخيّر است و فرض كسى كه اقامت نموده در مكه فرضى اهل مكه مىشود در سال سوّم و جائز است هر يكرا عدل و بفرض ديگرى از براى ضرورت همچو ترسى از حيض و نفاس و خلاف كردهاند درينكه جائز است مكى را حج تمتع به اختيار در حجة الاسلام و افعال حج تمتع بيست و پنج است اوّل نيّت عمره دوّم احرام از براى عمره از ميقات سوّم تلبيه چهارم پوشيدن دو جامهء احرام پنجم طواف خانه از براى عمره ششم دو ركعت طواف هفتم سعى ميان صفا و مروه هشتم تقصير نهم نيّت حج دهم احرام به حج از مكه روز ترويه يازدهم تلبيه دوازدهم پوشيدن جامهء احرام سيزدهم رفتن به عرفات و بودن انجا تا بغروب و شمس روز عرفه چهاردهم بمشعر رفتن پانزدهم توقف نمودن انجا از طلوع فجر تا طلوع شمس روز عيد شانزدهم امدن بمنى و سنگ انداختن بجمره عقبه هفدهم ذبح هدى هجدهم تراشيدن سر نوزدهم امدن به مكه و طواف كردن از براى حج بيستم گذاردن دو ركعت طواف بيست و يكم سعى ميان صفا و مروه از براى حج بيست و دوّم طواف نساء بيست و سوّم دو ركعت ان بيست و چهارم پس رفتن بمنى و بودن شب يازدهم و دوازدهم و سيزدهم بيست و پنجم انداختن سنگ بهر سه جمره و امّا ازينها اركان سيزده است اوّل نيّت عمره دوّم احرام بعمره سوّم تلبيه چهارم طواف خانه از براى عمره پنجم سعى ان ششم نيّت به حج هفتم احرام به حج هشتم تلبية نهم به عرفات بودن دهم بمشعر بودن يازدهم طواف حج دوازدهم سعى ان سيزدهم ترتيب و باطل مىشود حج به ترك يكى از اركان بعمد نه بسهو مگر انكه هر دو موقف ترك كند كه حج باطل مىشود و اگر چه بسهو باشد و باطل نميشود به ترك باقى افعال و اگر چه بعمد باشد امّا حج مفرد افعال ان مثل افعال گذشته است الّا انست كه مؤخّر است عمرهء ان از حج و در عمرهء ان كه عمرهء مفرده خوانند واجب است طواف نساء و دو ركعت بعد از سر تراشيدن يا تقصير نمودن و همچنين است در هر عمرهء مفرده و درين حج هدى نيست و امّا حج قارن مثل حج مفرد است الّا انست كه حاجى با خود همراه ميدارد هدى را از حين احرام