محمد تقي المجلسي (الأول)

59

يك دوره فقه كامل فارسى (فارسى)

كه باشد از خوردنى و اشاميدنى و غير ان عمدا نه سهوا و همين حكم دارد اگر بقيّهء طعامى كه در بيخ دندانها مانده باشد و فرو برد در روز عمدا يا انكه در حين طعام خوردن صبح طلوع كند و او فرو برد انچه در دهن دارد بلكه بايد انداخت يا انكه طعام خورد به گمان انكه چون روزه‌اش باطل شده خوردن او را رواست يا انكه در بينى چيزى چكاند كه به حلق فرو رود دوّم جماع كردن با ادمى و غير ادمى مرد و زن با انزال و غير انزال و مفعول حكم فاعل دارد مرد باشد يا زن و همين حكم دارد اگر جماع كند و داند كه از شب چندانى نمانده كه بعد از فراغ غسل توانكرد و اگر گمان برد كه شب باقيست و حال انكه غلط باشد و به جماع مشغول شود ملاحظهء وقت ناكرده قضا تنها واجب باشد و اگر ملاحظه كرده باشد هيچ لازم نشود و اگر چه غلط باشد و همچنين قضا و كفارت لازم است اگر صبح طلوع كند و او به جماع مشغول بود و ترك ننمايد و چون ترك نمايد اگر گمان بقاى شب داشته باشد و ليكن در ملاحظهء وقت تقصير كرده قضا تنها واجب باشد و اگر تقصير نكرده در رعايت و گمان نزديكى صبح نداشته هيچ واجب نشود پس اگر زن اطاعت مرد كرده باشد در جماع روزه‌اش فاسد شود و برو هم قضا و كفارت لازم گردد و هر يك را تعزير نمايند به بيست و پنجتازيانه و اگر مرد او را اكراه نمايد روزهء زن صحيح باشد و بر مرد قضاى روزه باشد و دو كفارت يكى از براى خود و ديگرى از براى زن و بر زن هيچ نباشد سوّم منى اوردن بدست عمدا يا ببازى بزن و غير ان چهارم غبار غليظ به حلق فرو بردن عمدا همچو گرد ارد و خاك و مانند ان و اگر بى اختيار يا بى اگاهى به حلق فرو رود هيچ لازم نشود پنجم باقى بودن جنب است بر جنابت عمدا تا بطلوع صبح ششم خواب كردن جنب است تا بطلوع صبح بى نيّت غسل هفتم خواب كردن جنب است سوّم بار تا بصبح بعد از انكه دو بار بيدار گشته باشد و اگر چه بر نيّت غسل باشد بر اينوجه كه خواب كند بر نيّت غسل و بيدار گردد پس خواب كند و بيدار گردد دوّم بار پس خواب كند سوّم در خواب ماند تا طلوع صبح قضا و كفارت لازم شود امّا انچه موجب قضاى تنهاست ده است اوّل خواب كردن جنب دوّم بار با نيّت غسل تا بصبح بعد از انكه يك بار بيدار گشته باشد برينوجه كه خواب كند و بيدار گردد پس خواب كند بر نيّت غسل و در خواب ماند تا بصبح و بخواب كردن اوّل هيچ واجب نميشود دوّم قى كردنست عمدا قضا و كفارت لازم گردد و اگر بى اختيار قى كند هيچ لازم نشود و اگر فرو برد انچه بيرون امده قضا و كفارت لازم گردد سوّم امدن منى است بيقصد بسبب نظر بشهوت بزنيكه حرامست بوى نظر چهارم حقنه است به چيزى روان پنجم فرورفتن اب است به حلق بواسطهء اب در دهن يا بينى كردن بجهة خنكى قضا واجب باشد و اگر از براى طهارت يا دوا يا ازالت نجاست اب در دهن يا بينى كردن بى اختيار به حلق فرو رود هيچ واجب نشود و مكروه است روزه‌دار را مبالغه در مضمضه و استنشاق كردن ششم خوردن و اشاميدنست و مانند ان بعد از صبح به گمان انكه شب باقيست بىملاحظه وقت كسى را كه تواند خواه ديگرى او را خبر داده باشد بانكه شب باقيست يا نه يا انكه گفته باشد كه شب نمانده و او دروغ پنداشته مگر انكه دو عدل گفته باشند كه شب نمانده و او اعتبار نكند قضا و كفارت نيز لازم شود هفتم خوردن و اشاميدنست و مانند ان پيش از غروب و بجهة تاريكى يا تقليد غير و اگر به ظن غالب افطار نمايد هيچ واجب نشود هشتم عمدا ترك نيّت كردن است نهم سر باب فرو بردن عمدا دهم كذب بر خدا و رسول و ائمه ع عمدا و بعضى به اين هر سه اخرين كفارت لازم داشته‌اند و بعضى به اين دو اخرين قضا نيز واجب نگردانيده‌اند تتمه و كفارت مكرر مىشود بتكرار افساد در دو روز يا زياده يا يكروز چون جهة افساد نه يكى باشد همچو خوردن و جماع كردن يا انكه پيش از فساد دوّم كفارت اوّل داده باشد و چون يكى باشد جهة افساد كفارت