محمد تقي المجلسي (الأول)

60

يك دوره فقه كامل فارسى (فارسى)

مكرر نميشود و با وجود افساد واجب است امساك و باطل نميشود روزه بفرو بردن اب دهن مادام كه از دهن جدا نشده باشد و اگر چه با زبان بيرون آورده باشد يا در دهن جمع كرده فرو برد و اگر بانگشت بگيرد يا بجامه و مانند ان پس فرو برد يا اب دهن ديگرى فرو برد روزه باطل شود و قضا و كفارت واجب گردد و اگر ابى از دماغ به حلق فرو برد بى انكه بدهن بيايد قصورى نباشد و اگر چه تواند بيرون اوردن و اگر بدهن بيايد پس فرو برد يا از ان ديگرى فرو برد باطل شود و بعضى به اينها كفارت نيز واجب داشته‌اند و اگر اب دهن يا بقيّهء طعام در بيخ دندانها فرو برد پس اگر در تخليل تقصير نموده باشد قضا لازم شود و الّا هيچ نباشد و بعضى بحقنه بشياف و بريختن چيزى در ذكر كه باندرون برسد و دواى جراحت به چيزى كه باندرون رسد و چكانيدن چيزى در گوش و نشستن زن در اب قضا واجب داشته‌اند و كفارت رمضان عتق بنده است يا دو ماه روزه داشتن پياپى يا شصت مسكين را طعام دادن و اگر بحرامى افساد نمايد همچو زنا و شرب خمر يا مال حرام هر سه واجب گردد و كفارت روزهء نذر و عهد همچو كفارت رمضانست و كفارت قضاى رمضان ده مسكين را طعام دادنست و اگر عاجز ايد سه روز روزه بدارد و هر كه در رمضان افطار نمايد عمدا و حلال داند مرتد است و اگر حلال نداند دو بار تعزير نمايند و نوبت سوّم بكشند و بعضى گفته‌اند نوبت چهارم باب پنجم در مستحبّات و مكروهات مكروه است خائيدن علك و چكانيدن دوائى در گوش و بينى بچيزيكه به حلق نرسد و زنانرا بوسه زدن و بازى كردن و در چشم كشيدن چيزى كه در او مشك يا صبر باشد و فصد و حجامت كردن چون ضعف او رود و بوى كردن رياحين و نرجس و بركندن دندان و حقنه بشياف و تر ساختن جامه بر بدن و هزل كردن و مفاخرت بر ديگرى نمودن و سفر كردن مگر از براى حج يا غزا يا ضرورتى يا بعد از گذشتن بيست و سه روز و نشستن زن در اب و خواندن شعر اگر چه حق باشد و سنّت است بسيار خواندن قران و دعا و تسبيح و استغفار و صدقه دادن و گشودن روزه‌داران و سحر خوردن و اگر چه باب باشد و در روزهء واجبى مبالغهء هست و در رمضان بيشتر و هر چند بصبح نزديكتر باشد بهتر و باب روزه گشودن يا شيرينى همچو خرما و مويز يا شير و از نماز مؤخر داشتن مگر انكه ديگرى انتظار كشد و در شب اوّل ماه پيش زن رفتن و احياى شب قدر كردن با احياى شبهاى فرد كه شب نوزدهم و بيست و يكم و بيست و سوم است و خواندن سورهء عنكبوت و روم در شب بيست و سوّم و اعتكاف گرفتن در دههء اخر و بر نوافل مواظبت نمودن و خواندن دعا نزد افطار اللّهم لك صمنا و على رزقك افطرنا فتقبّله منّا ذهب الظّماء و ابتلت العروق و بقى الاجر اللّهم تقبّل منا و اعنّا عليه و سلّمنا فيه و تسلّمه و جائز است چشيدن و خائيدن نان از براى كودك و ريختن خوردنى در دهن مرغ و مكيدن انگشترى و مانند ان و مكروه است مكيدن استخوانها باب ششم در بقيّهء احكام جائز نيست تأخير روزهء قضا از ان سالى كه فوت شده به اختيار و سنّت است در ان شتاب كردن و مكروه نيست در دهه ذى الحجه و روايتى كه از امير المؤمنين على ع كرده‌اند ضعيف است پس اگر تأخير كند از رمضان ديگر واجب باشد با قضا فديه از هر روزى بيكمدّ طعام و دو مدّ سنّت است و اگر عزم قضا داشته باشد و ليكن مريض گردد يا زن حايض شود فديه واجب نشود و قضا بايد كرد و اگر مرض او از رمضان تا برمضان ديگر بكشد و به نگردد فديه بدهد و قضا نباشد و بعضى گفته‌اند كه قضا باشد و فديه نباشد و بعضى بنابر احتياط جمعكرده‌اند