محمد تقي المجلسي (الأول)
56
يك دوره فقه كامل فارسى (فارسى)
همچو زمين غير معمور و نيستان و انچه در انجا باشد از معدن و درخت و گياه ليكن ميراث بيوارث مباح نيست مگر از براى فقراى شهرى كه صاحب ان در انجا مرده باشد كتاب الصّوم روزه افضل عباداتست و رسول ص فرموده روزهدار در عبادتست و اگر چه بر فراش خواب كرده باشد مادام كه غيبت مسلمانى نكند و از امام حسن بن على ع روايت است كه قومى از يهود بنزد رسول ص امدند اعلم ايشان سوال كرد از براى چه فرض كرده خداى تعالى روزه را بر امّت تو سى روز و فرض كرده بر امّتهاى پيشين بيش از اين پيغمبر ص فرموده كه چون ادم گندم را خورد باقى ماند در شكم او سى روز پس فرض كرد خداى تعالى بر ادم و امّت او سى روز گرسنگى و تشنگى را و انچه بشب ميخورند فضلى است از خداى عزّ و جلّ بر ايشان پس فرض كرد خداى تعالى اينرا بر امّت من و بعد از ان ايت را بخواند كه كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ أَيَّاماً مَعْدُوداتٍ يهودى گفت راست گفتى ايمحمد ص چيست جزاى كسى كه روزه دارد انرا گفت پيغمبر عليه السّلام نيست هيچ مؤمنى كه روزه دارد در ماه رمضان از براى خدا الّا انكه واجب گرداند خداى تعالى از براى او هفت خصلت اوّل انكه بگدازد حرام از جسد او دوّم نزديك شود برحمت خداى عزّ و جلّ سوّم كفارت باشد گناه پدر او را تا ادم چهارم اسان گرداند خداى تعالى برو سكرات موت پنجم امان باشد از گرسنگى و تشنگى روز قيامت ششم بدهد خداى تعالى او را خلاصى از اتش هفتم طعام دهد او را از طيّبات بهشت يهودى گفت راست فرمودى ايمحمّد ص و روايات بسيار است و در اين هشت باب است باب اوّل در كيفيت روزه و اقسام آن روزه عبارتست از بازداشتن نفس از اقدام بر مفطرات با نيّت از طلوع صبح صادق تا بغروب شمس و مفطرات بر دو قسم است اوّل انكه موجب قضا و كفارتست دوّم انكه موجب قضاست خاصّة چنان كه بيايد و روزه صحيح است از بالغ عاقل يا طفل مميّز مسلمان كه در سفر و مرض نباشد و پاك باشد از حيض و نفاس و جنابت و بيهوش و مست نباشد و روزه بر چهار قسم است اوّل واجب و انشش نوع است روزهء ماه رمضان و نذر و عهد و يمين و كفاره و بدل هدى تمتّع و اعتكاف و واجب قضاى واجب دوّم سنّت و انروزهء تمامى ايّام سالست الّا ايّام واجب و مكروه و حرام كه ذكر مىشود و مؤكد ان پنجشنبهء اوّل دههء اوّل هر ماهست و چهارشنبهء اوّل دههء دوّم و پنجشنبه اخر دههء اخر و ايّام بيض كه سيزدهم و چهاردهم و پانزدهم هر ماهى است و روز غدير هجدهم ذى الحجه و مولد نبى هفدهم ربيع الاوّل و مبعث بيست و هفتم رجب و دحو الارض بيست و پنجم ذى قعده و مباهله بيست و پنجم ذى حجه و بعضى گفتهاند بيست و چهارم ان و عرفه كسى را كه از دعا سست نشود و اوّل ماه معيّن باشد و اوّل ذى حجه و تمامى دهه الا روز عيد و تمامى رجب و شعبان و هر پنجشنبه و هر جمعه و اوّل محرّم و سوّم و هفتم ان و عاشورا بر وجه حزن سوّم مكروه و انعرفه است كسى را از دعا سست شود يا در اوّل ماه شك باشد و روزهء سنّت در سفر غير از سه روز از براى حاجت در مدينه و روزهء سنّت مهمان بى اذن كسى كه او را مهمانست و به عكس روزهء مهمان كننده بى اذن مهمان و روزهء سنّت كسى كه او را بطعام ميخوانند و روزهء فرزندى بى اذن پدر و روزهء زن بى اذن شوهر و روزهء سنّت بنده بى اذن خواجه چهارم حرام و ان نه است روزهء هر دو عيد و ايّام تشريق يعنى يازدهم و دوازدهم و سيزدهم ذى حجه كسى را كه بمنى باشد و روز شك بنيّت رمضان و امّا بنيّت واجبى ديگر حرام نيست و روزهء نذر معصيت و روزهء صمت يعنى