محمد تقي المجلسي (الأول)

57

يك دوره فقه كامل فارسى (فارسى)

انكه هيچ سخن نكند و روزهء وصال يعنى انكه شب روزه نگشايد يا انكه خوردن شام را تأخير نمايد تا بسحر و روزهء سنّت زن بى اذن شوهر و بنده بى اذن خواجه و بعضى گفته‌اند كه اگر منع نمايند حرامست و همچنين است روزهء فرزند با منع پدر و مهمان با منع مهمان كننده و روزهء واجبى با خستگى كه از انضرر يابد و روزهء واجبى در سفر مگر روزهء بدل هدى تمتع و بدل بدنهء كسى را كه از عرفات پيش از غروب و روز عرفه بيرون شود و روزهء نذر مقيّد به سفر و روزهء كسى كه سفر او حكم حضر دارد باب دوّم در شروط روزهء اوّل بلوغ است و ان شرط وجوب روزه است پس بر طفل واجب نباشد و اگر چه طاقت روزه داشته باشد ليكن سنّت است كه او را عادت دهند به روزه در هفت سالگى اگر تواند و سخت گيرند برو بنه سالگى و روزهء او درست باشد و نيّت سنّت كند و اگر شك كند كه بالغ شده يا نه روزه واجب نباشد و اگر در اثناى روز بالغ شود سنّت است كه امساك كند و اگر چه چيزى خورده باشد دوّم عقل است و انشرط وجوب و صحّت روزه است پس روزهء مجنون اعتبارى ندارد و او را امر نكنند به روزه چنان كه صبى را امر مىكنند و همچنين كسى كه بيهوش گشته خواه انكه پيشتر نيّت كرده باشد يا نه روزه‌اش صحيح نيست و برو قضا واجب نه و اگر چه بجهة علاج او را خوردنى يا اشاميدنى داده باشند و اگر در اخر روز ديوانگى يا بيهوشى دست دهد روزهء انروز باطل گردد و اگر در اثناى روز عاقل گردد يا به هوش ايد سنت است كه امساك نمايد و اگر بفعل خود بيهوش گردد قضا واجب باشد و كسى كه بخوابست روزه‌اش صحيح است اگر در شب نيّت كرده باشد يا پيش از زوال بيدار گردد و نيّت كند و اگر بيدار نگردد تا بعد از زوال و نيّت نكرده باشد قضا واجب باشد سوّم اسلام است و انشرط صحّت روزه است نه وجوب چه بر كافر روزه واجب است و از او صحيح نيست و ليكن باسلام ساقط ميگردد و در اثناى روز اگر مسلمان گردد سنّت است كه امساك نمايد و امّا انچه بارتداد فوت شده قضاى انواجب است و اگر در اثناى روز مرتد گردد روزه باطل شود و اگر چه باز مسلمان شود پيش از افطار چهارم عدم سفر است و انشرط صحّت روزهء واجبى است يعنى در سفريكه موجب قصر نماز است روزهء رمضان و ديگر روزه‌هاى واجبى صحيح نيست بلكه قضا واجب است الّا نذر روز معيّن مقيد به سفر همچو كسى كه نذر كند كه ماه رجب معيّن روزه بدارد و اگر چه در سفر باشد و سه روز بدل هدى تمتّع كسى را كه عاجز باشد از ان در حج و هيجده روز بدل شترى كه واجب است بجهة كفارت انكه پيش از غروب روز عرفه از عرفات رفته چون عاجز باشد از ان امّا روزهء سنّت در سفر مكروه است الّا سه روز از براى حاجت در مدينه و حكم روزه در سفر حكم قصر نماز است پس اگر در سفر روزهء واجبى دارد باطل باشد و قضاى واجب مگر انكه حاجت ؟ ؟ ؟ ؟ بقصر بوده باشد كه روزه‌اش صحيح است و اگر در شهرى نيّت اقامت ده روزه كند روزه واجب باشد و اگر تردد نمايد بعد از يك ماه روزه واجب باشد و اگر داند كه پيش از زوال به شهر خود يا بشهرى كه نيّت اقامت ده روزه داشته باشد خواهد رسيد مخيّر است كه افطار كند يا امساك نمايد و امساك بهتر است و چون پيش از زوال برسد و افطار نكرده باشد نيّت روزه نمايد بر سبيل وجوب و كافى باشد و اگر افطار كرده باشد يا بعد از زوال برسد سنّت است كه امساك نمايد و اگر پيش از زوال سفر كند واجب باشد افطار و اگر بعد از زوال سفر كند امساك واجب باشد و جائز نيست افطار تا انكه اذان نشنود و ديوار نبيند چنان كه گذشت در باب نماز پنجم صحّت بدنست صحيح نيست روزه از خسته كه بان ضرر يابد و بناى ضرر برفت يا مريض است يا قول عارف و واجب است برو قضا و اگر با وجود مرض روزه دارد صحيح نباشد و قضا واجب باشد و اگر مريض گردد