محمد تقي المجلسي (الأول)
4
يك دوره فقه كامل فارسى (فارسى)
نشود و اگر يكى ازينها بگردد انقدر كه گرديده باشد پليد بود و انچه بالاست پاك و انچه در شيب نجاست است اكر كرى است پاك و اگر كمتر است و نجاست عرض و عمق جوى را فرا گرفته پليد بود و الا پاك باشد و امّا انچه پليد گشته چون اب بسيار گردد يا بر هم خورد و رنگ يا طعم يا بوى كه از نجاست حاصل شده برود پاك گردد و اب باران در حالتى كه بارد حكم اب جارى دارد و همچنين اب حمام چون از حوضى ايد كه كرى باشد يا زياده دوّم اب ايستاده چون اب حوض و خم و مانند ان نيز پاك است و پاك كننده مادام كه نجاستى به او نرسد و ان سه قسم است يك كر يا زياده و اما كمتر از كر چون نجاستى در ان افتد و اگر چه اندك باشد پليد شود چون خواهند كه پاك گردانند يك كرات يا زياده بيكبار درو ريزند و مقدار كر يك هزار و دويست رطل عراقيست كه به وزن تبريز يكصد و هفتاد و پنج من باشد تخمينا يا حوض ابيست كه هر يك از طول و عرض و عمق ان سه شبر و نيم باشد و مساحت ان چهل و دو شبر و هفت ثمن شبر است پس هر قدر اب كه به اين مساحت باشد كُر باشد و اما كرى چون به نجاست الوده شود و تغييرى نكند پليد نشود و الّا پليد شود و چون خواهند كه پاك گردانند يك كرات يا زياده بيكبار در ان ريزند اگر تغييرش برود پاك شود و الّا كرى ديكر و همچنين تا تغييرش برود و اكر باب بسيار يا جارى پيوسته گردد و تغييرش برود پاك گردد و امّا بيشتر از كرى چون نجاستى در ان افتد و تغييرى نكند پليد نشود و اگر تغييرى كند انچه تغيير كرده بود پليد شود و انچه تغيير نكرده امّا كرى هست يا زياده پاك است و الّا ان نيز پليد است و اكر همين كرى باشد نه زياده چون از انجا يك كف اب بردارند باقى پليد باشد و پاك ساختن ان بريختن كرى ابست چنانچه كذشت سوّم اب چاه و ان هم پاك است و پاك كننده و چون نجاستى در ان افتد اكر متغيّر نشود يعنى رنك و طعم و بوى او نكردد پليد نشود و اگر بگردد پليد شود و چندان ببايد كشيد كه تغييرش برود تا پاك شود فصل دوّم در نجاسات و ان ده است اوّل و دوّم بول و غايط از هر حيوانى كه خون روان داشته باشد و كوشت او را نخورند شرعا و هر حيوانى كه حلال باشد بول و سركين او پاك باشد و هر حيوانى كه مكروه باشد چون اسب بول و سركين او مكروه باشد سوّم و چهارم منى و خونست از هر حيوانى كه خون روان داشته باشد غير از خونى كه در كوشت بازمانده باشد بعد از كشتن حيوان پنجم مرده از هر حيوانى كه خون روان داشته باشد و پارههاى ان حيوان كه حيوة داشته باشد همچو كوشت و پوست اكر چه از زنده بريده باشند همان حكم دارد و انچه در ان حيوتى نباشد مثل پشم و موى پاك است چون ببرند يا طرفى كه از پوست جدا شده بشويند ششم و هفتم سك و خوك و هر چه از ايشان باشد هشتم كافر خواه اصلى باشد يا مرتد يا ذمى باشد يا حربى و انكه خود را مسلمان داند همچو خارجى و ناصبى و غالى و مجسمى نهم مست كننده