محمد تقي المجلسي (الأول)

24

يك دوره فقه كامل فارسى (فارسى)

سايهء دو قدم زياده شود يعنى دو سبع ان چيز كه بر زمين بنشانند و نافلهء عصر پيش از عصر است بعد از ظهر تا انكه سايهء چهار قدم شود و نافلهء مغرب بعد از فرضست تا انكه روشنى از جانب مغرب رود و وتيره بعد از عشاست تا باخر وقت ان وقت نماز شب بعد از نيم شبست و هر چند بصبح نزديكتر است بهتر و وقت شفع و وتر بعد از نماز شبست تا بطلوع صبح صادق و اگر وقت تنگشده باشد اقتصار بر نماز شفع و وتر نمايد و ترك هشت ركعت نماز شب كند و وقت نافلهء فجر از صبح كاذبست تا ظاهر شدن حمرة و جائز نيست پيش از وقت نماز گذاردن مگر نماز شب جوان و مسافر را چون ترسند كه در وقت بيدار نشوند و نافلهء ظهر و عصر در روز جمعه سنّت است كه چهار ركعت بيفزايند شش ركعت هنگام پهن شدن افتاب بر روى زمين و شش ركعت هنگام بلند شدن افتاب و شش ركعت وقت راست ايستادن افتاب و دو ركعت هنگام زوال و چون از وقت ادا پنجركعت مانده باشد تا غروب ظهر و عصر را بادا بگذارد و اگر چهار ركعت مانده باشد عصر را بگذارد و بعد از ان ظهر را قضا كند و اگر مسافر باشد و مقدار سه ركعت مانده باشد تا بغروب و هر دو بادا بگذارد و اگر جنون يا بيهوشى يا حيض يا نفاس در همه وقت باشد فرض ساقط شود بادا و قضا و اگر اوّل وقت خالى بود ازينها به مقدار طهارت و اداى فرض و اهمال نموده يكى از اينها پيدا شود قضا واجب باشد و اگر به هوش ايد يا پاك شود و از وقت چندان باقى بود كه طهارت كند و يكركعت نماز گذارد واجب باشد اداى نماز و اگر عاجز باشد از دانستن وقت بسبب حبس يا غير ان اعتماد بر علامات نمايد و نماز گذارد پس اگر نماز گذارد و در وقت يا بعد از وقت اتّفاق افتد درست باشد و اگر پيش از وقت بود و ليكن وقت شود پيش از اتمام نماز هم صحيح باشد و واجب است قضاى نماز فرض كه فوت شده باشد با وجود بلوغ و عقل و اسلام و نبودن جنون و بيهوشى و حيض و نفاس و اگر فوت شود بخواب يا مستى يا مرتد شدن قضا واجب باشد و مخالف كه بطريق خود گذارده باشد نماز چون مومن گردد برو قضا واجب نباشد و وقت قضا هميشه است مگر كه وقت نماز حاضر تنگشده باشد و در وقت موسع خلافست بعضى ميگويند كه واجب است كه قضا گذارد و حاضر موقوف دارد تا باخر وقت و اصح انست كه مخيّر است ميان قضا و ادا و ليكن افضل و احتياط انست كه قضا را مقدّم دارد و واجب است كه بان ترتيبى كه فوت شده قضا كند اگر عصر فوت شده بعد از ان ظهر واجب است كه عصر را مقدّم دارد بر ظهر و اگر فراموش كرده باشد كه كدام پيشتر فوت شده دو ظهر گذارد و عصر در ميانه يا به عكس و نمازى كه در سفر فوت شده بقصر قضا كند و اگر چه حضر باشد و انچه در حضر فوت شده به تمام گذارد و اگر چه در سفر باشد فى الجمله نماز قضا همچو اداست در جميع احكام و سنّت است كه قضاى نافلهء شبانروزى كند و اگر مشكل باشد برو صدقه بدهد از هر دو ركعت بيكمد طعام و اگر مشكل باشد از هر چهار ركعت بيكمد طعام و اگر عاجز باشد از براى نماز شب مدى