محمد تقي المجلسي (الأول)
205
يك دوره فقه كامل فارسى (فارسى)
اللّحم باشد حرام شد گوشت او و گوشت نسل او و ذبح كنند و بسوزانند و بعد از ان قيمت انرا واطى به صاحب تاوان كشد و اگر در گلهء از حيوانات مخلوط شد مشتبه گشت كه تميز نميتوانكرد ان گله را دو نصف بايد كرد و بعد از ان قرعه بايد زد باز انچه قرعه بدر امده باشد به دو قسمت كنند و قرعه اندازند تا انكه بر يكى قرعه واقعشود و اگر ان حيوان غير ماكول اللّحم است مثل اسپ و استر و خر كه عادتا گوشت اينها را نميخورند از شهر بدر كنند و بفروشند در غير ان شهر و بها به صاحب دهند اگر از ان كسى ديگر باشد و بعضى گفتهاند بهاش را صدقه كنند چون قيمت را يك بار صاحب از واطى گرفته است و وطى حيوانات ثابت مىشود بشهادت دو عدل يا باقرار دو نوبت و اگر تعزير واطى حيوان دو نوبت مكرر واقعشود در مرتبهء چهارم قتلش كنند مسئله زنا كننده و لواطه كننده بمردگان حكم زنا و لواطه زندگان دارد در حد و احصان و در اينجا عقوبت بيشتر است مسئله هر كه منى بياورد بدست خودت تعزيرش كنند و ثابت مىشود بشهادت دو عدل يا باقرار يكنوبت مسئله انسانرا ميرسد كه از مال و نفس و حريم خود دفع سازد كسى را كه قصد او نمايد به قدر طاقت و قدرت خود و واجب است باسانى مرتبه مرتبه اگر ميسر نشود بدشوارى دفع كند و اگر بمرتبهء قتل رسد خون انكس هدر است فصل دوازدهم در حد مرتد است مرتد كسى را گويند كه از اسلام رجوع كند بكفر و ان به دو قسم است يا مرتد فطريست كه متولد بر فطرت اسلام شده بعد از ان مرتد شود پس اينقسم مرتد را در ظاهر توبه قبول نيست بلكه در حال قتل واجب است و زنش از وقت ردت به اين است عدهء وفات گيرد و اموالش ميان ورثه قسمت كنند قسم دوّم انست كه از كافرى مسلمان شده بعد از ان مرتد شود او را مرتد غير فطرى ميگويند طلب توبه كنند اگر توبه كرد و مسلمان شد خلاص گشت و اگر امتناع نمود از رجوع باسلام قتلش كنند و پيش از قتل ازو طلب توبه واجب است و زنش از وقت ارتداد عدهء طلاق گيرد و بر اموالش حجر نهند و اگر توبه كرد و مسلمان شد اموال از ان اوست و اگر عدهء زن منقضى نشده باشد اولى بزن خود است و اگر مسلمان نشد و بقتل اوردند و يا مرد اموالش بورثهء مسلمان منتقل مىشود امّا اگر زن مرتد شود كشتن نيست مطلقا خواه فطرى باشد و خواه غير فطرى بلكه دائم حبسش كنند و بزنند در اوقات نمازها اگر توبه كرد و مسلمان شد خلاص گشت تتمه ردت قطع اسلام است از عاقل بالغ يا بفعل مثل سجده براى بت و صنم پرستيدن افتاب و سائر مخلوقات و انداختن مصحف در پليديها و هر فعليكه صريح است در استهزا يا بقول است به اعتقاد يا باستهزا هر كس اعتقاد كند بحلالى چيزى كه حرام بودن ان اجماع است بى شبهه انكس مرتد است و هر كس سب خدا كند كافرى مىشود و هر كس استهزا به خدا يا بايات او يا برسولان و كتابهاى او كند كافر و مرتد مىگردد و خواه بجد كند خواه بهزل و هم كسى كه سب امامان معصوم عليهما السّلام كند كتاب قصاص و دية و در اينجا چند فصل است فصل اوّل در قتل و ان سه قسم است يا عمد است و ان قصد است بفعل خود بقتل كسى و يا قصد است بفعل خود كه ميكشد غالبا اگر چه قصد قتل نكرده و يا شبيه عمد است و ان انست كه عامد است در فعل خود مخطى است در قصد خود چنانچه براى تاديب مىزند پس ميميرد بان تاديب و يا خطاى محض است و ان انست كه مخطى است در فعل و هم در قصد چنان كه بمرغى