محمد تقي المجلسي (الأول)

204

يك دوره فقه كامل فارسى (فارسى)

مهمان دزدى كند قطع دست ايشان كنند بعد از شرايط و انچه دزد برده ازو ستده به صاحب دهند و اگر امد و شد مردم است مثل مسجد و حمام دزدى كنند قطع دست نيست و اگر از جيب و استين كه ظاهراند چيزى دزدند قطع نيست و اگر پنهان باشد قطع هست و كسى كه كفن دزدد قطع يدش كنند و قطع كنند بايع مملوك و ازاد را كه با هم بفروشند و اگر كور را شكافت و كفن را دزديد حدش زنند و اگر كفن را ندزديد تعزيرش كنند و اگر مكررا كفن دزدى كند و از سلطان حد و تعزيرش فوت شود جائز است قتل او و دزدى ثابت مىشود بشهادت دو عادل يا اقرار دو نوبت كه اهل اقرار باشد امّا در ضمان مال يك اقرار كافيست و گواهى يكعادل با سوگند هم كافيست و اگر دزد توبه كند پيش از اقامت بيّنه حد قطع يد او ازو ساقط شود نه بعد از بيّنه و اگر توبه كند بعد از اقرار امام اختيار دارد در انكه حد سرقه اجرا كند يا نكند و اگر دو كس يكنصاب كه قيمت ان ربع دينار شرعى است از طلا بدزدند قطع يد نيست مگر انكه نصيب هر يك بنصاب قطع رسد مسئله قطع دست دزد موقوف است بانكه مرافعه و دعوى كند صاحب مال و اگر نكند امام قطع نكند و اگر صاحب مال بخشد يا عفو نمايد انرا قطع نيست هرگاه قبل از مرافعه باشد و اگر بعد از مرافعه باشد ساقط نيست مسئله در اخراج مال كه بنصاب قطع رسيده واجب است قطع خواه بيكدفعه بيرون آورده يا بدفعات مسئله اگر پدر از مال ولد بدزدد قطع نيست امّا اگر ولد از مال والد دزدد قطع هست مسئله اگر چه يكى از دو دستش شل باشد و يا دست چپ نداشته قطع يد راست نمايند و اگر او را دست راست نبوده باشد دست چپش قطع كنند و بعضى گفته پاى چپش قطع كنند فصل يازدهم در حد محارب و غيره محارب كسى را گويند كه تجريد سلاح كند براى ترسانيدن مردم در شب يا در روز در بحر يا در بر شهر يا در بيرون و در معمورى يا در خرابى مذكّر باشد يا مؤنّث مخيّر است امام ع در حد محارب ميان انكه قتلش كند يا از دار اويزد يا دست راستش يا پاى چپ قطع كند و يا انكه نفيش كند از شهر مگر انكه كسى را كشته باشد پس او را نيز بايد كشت و اگر پيش از انكه محارب بدست ارند توبه كند حد ساقط مىشود امّا حقوق مردم بدهد و اگر بعد از قدرت برو كه بدست امده باشد توبه نمايد حد ساقط نميشود و چون نفيش كنند يعنى اخراج نمايند بهر شهر امام كتابت نويسد كه كسى با او معامله ننمايد و مصاحبت نكند تا از شهرى بشهرى ديگر رود تا انكه توبه كند و دزد هم حكم محارب دارد از مال دفعش كنند اگر منجر بقتل شود خونش هدر است و هرگاه مكابره كند بر زناى زنى يا لواطهء پسرى ايشانرا هست كه از خود دفع كنند و اگر منجر بقتل انكس شود خونش هدر است و هر كس بخانهء كسى رود بتغلب زجرش كنند و اگر منزجر نه شود هر چه ازو بتلف ايد از مال و اعضا هدر است و تعزير كنند محتال را كه حيله كننده است بر اموال مسلمانان بمكر و فريب و تزوير كتابتها و رسالتهاى دروغ و گواهى دروغ و عقوبت كنند بهر چه راى حاكم است و هر چه از اين قبيله گرفته ازو ستانند و شهرتش دهند مسائل اوّل اگر عاقل بالغ حيوانى را وطى كند تعزيرش كنند بعد از ان اگر ان حيوان ماكول