محمد تقي المجلسي (الأول)
190
يك دوره فقه كامل فارسى (فارسى)
نيستند و چون ازاد كننده زن باشد كه وفات نموده ولاء ازاد كرده شده از ان عصبه است يعنى خويشاوندان پدرى او نه از ان اولاد است اگر چه ذكور باشند و هر كه بسبب مادر بازاد كنندهء خويش است مثل برادران و خواهران و اعمام و عمات و اخوال و خالات و اجداد و جدات كه همه از مادر بازاد كننده برسند ميراث ازاد كرده شده نميبرند و درست نيست بيع ولا و نه بخشش ان و نه گرو نهادن ان و نه در عقد بيع شرط كردن امّا ميراث مىبرند ولا را چنان كه بيان كرده شد و جرولا صحيح است يعنى منتقل شدن ولا از مولى مادر بمولاى پدر مثلا غلامى زن ازادى را نكاح كرد و فرزندى از ايشان حاصل شد پس ولاء انفرزند از انمولى ان زن ازاد است و چون غلام را ازاد كنند منتقل مىشود ولا از انكه مولى مادر انفرزند است بمولى پدر انفرزند و چون مولى پدر نباشد بعصبهء مولى پدر منتقل مىشود و چون عصبه هم نباشد بمولى عصبهء مولى پدر ميرود و چون موالى و عصبات مطلقا نباشند بضامن جريره ميرود كه معلوم خواهد شد و چون ضامن جريره هم نباشد به امام عليه السّلام ميرود و ميراث او رجوع بمولى مادر نمى كند قسم سوّم ولاى ضامن جريره است به اين عقد و سبب در زمان جاهليت ميراث ميبردند نه به نسب در ابتداى اسلام به اين ايت نازل شده چند وقت به اين سبب ميراث مىبردند بعد از ان چون ايت ميراث قرابت نازلشد ان منسوخ شد چنان كه در اوّل كتاب ميراث مذكور شد و به اين سبب انزمان مىبرند كه مطلقا وارثان نسبى نباشند و معتق و عصبهء معتق و معتق معتق هم نباشد امّا اگر زن يا شوهر باشد بعد از نصيب اعلى ايشان ميراث از ان ضامن جريره است به شرط مذكور و صورت و معنى ضامن جريره انست كه عقد كنند بشخصى كه مطلقا وارثى نسبى و وارث ازادى ندارد كه او را سائبه مينامند اين صيغه ميگويد كه خون تو خون منست جورى كه بر تو رود بر من رفته جنگ تو جنگ من است صلح تو صلح من است ميراث از من ميبرى من از تو ميبرم پس ان سائبه بگويد كه قبول كردم و اين ولا به ديگرى از ضامن جريره منتقل نميشود مثلا اگر او نباشد اولاد او بسبب عقد پدر ميراث انمضمون سائبه نميبرند و مضمون هم از ضامن جريره نميبرد مگر انكه او هم سائبه بوده باشد و از هر دو طرف عقد بندند قسم سوّم ولاء امامت است چون ميّت را وارث نسبى و سببى مطلقا نباشد مگر زوجه ميراث او به امام عليه السّلام منتقل مىشود بهر وجه صرف مىكند اختيار دارد امّا حضرت امير المؤمنين على مرتضى ع قسمت و تبرع ميكرد ميان فقرا بلدهء ميّت و ضعيفان همسايهء او و چون امام غائب باشد جائز است كه ميان فقرا و مساكين قسمت كنند نوع فروض معينه يعنى نصيبهاى وارثان كه در قران بيان و تسميه شده بنص قاطع شش است اوّل نصف است كه فرض و سهم شوهر است چون ميّت را ولد يا ولد ولد يا زيرتر نباشد و فرض و نصيب يكدختر است چون با او پسر نباشد و نصيب خواهر تنها است كه مادر پدرى باشد يا پدرى به شرط عدم مادر پدرى چون با او برادر نباشد دوّم ربع است يعنى چهار يك و ان نصيب شوهر است با وجود ولد يا ولد ولد و نصيب زن است يكى يا زياده از يكى چون ميّت را ولد يا ولد ولد نباشد سوّم ثمن است يعنى هشت يك و ان نصيب زنست چون ميّت را ولد يا ولد ولد هر چند زير باشد نباشد چهارم ثلثان است يعنى چهار دانگ و ان نصيب دو دختر است يا زياده از دو و نصيب دو خواهر است يا بيشتر از مادر پدرى و نصيب دو خواهر پدرى است يا بيشتر به شرط انكه مادر پدرى نباشد فامّا بايد كه با دو دختر پسر نباشد و با دو خواهر برادر نباشد پنجم ثلث است يعنى دو