محمد تقي المجلسي (الأول)

186

يك دوره فقه كامل فارسى (فارسى)

و به دو انگشت چيزى خوردن بلكه سنّت است به همه انگشت و روايتست كه حضرت رسالت ص بسه انگشت طعام مىخورده و خوردن در حال رفتن و اب اشاميدن بيكنفس بلكه سنّت است كه بسه نفس باشد و نانرا بكارد پاره كردن و گوشترا در روزى دو بار خوردن و چهلروز ترك ان كردن و سنّت است كه بهر سه روز يك بار گوشت خورد و استخوان را از گوشت پاك ساختن بجهة انكه جن را در انجا نصيبى هست و حرام است خوردن و اشاميدن بر خوانيكه بر انجا خمر يا فقاع يا مست كنندهء ديگر خورند و سنّت است كه بعد از طعام بر پشت خسپند و پاى راست بر پاى چپ نهند و نماز را مقدّم دارند مگر انكه ديگرى انتظار كشد و اگر وقت تنگ باشد واجب باشد كه به نماز ابتدا كند و همچنين سنّت است در خوردن كه ابتدا بنمك كند و ختم بر نمك كند و بعضى گفته‌اند ختم به سركه كند و انچه از خوان افتاده باشد در خانه بر چيند و در صحرا بگذارد و اگر چه ران گوسفندى باشد و كاسه را بليسد روايتست هر كه كاسه را بليسد گويا به مثل ان صدقه كرده و روايتست كه هر كه پارهء از نان يابد و انرا بخورد او را يكحسنه باشد و اگر بشويد از پليدى و بخورد او را هفتاد حسنه باشد و مكروه است ترك خوردن شام كردن حضرت امام جعفر صادق ع فرموده هر كه ترك خوردن شام كند شب شنبه و يكشنبه از او قوّتى برود كه به او باز نگردد چهلروز كتاب الميراث در اينجا مقدّمه‌ايست با چند فصل مقدّمه ميراث ماليست كه انسان مستحق ان مىشود بسبب مردن ديگرى بجهة نسبت و يا بجهة سبب چنان كه تفصيلش بيان خواهد شد انشاء اللّه تعالى ميراث در ابتداى اسلام بسوگند بود شخصى به ديگرى ميگفت خون من خون تست و مال من مال تست يارى دهى مرا يارى دهم ترا و ميراث برى از من ميراث برم از تو پس عقد سوگند بر اينمعنى مىبستند ميراث از هم ميبردند نه بسبب قرابت و خويشاوندى و به اين ايت نازلشده بود و اينست قوله تعالى وَ الَّذِينَ عَقَدَتْ أَيْمانُكُمْ فَآتُوهُمْ نَصِيبَهُمْ بعد از ان منسوخ شد و ميراث بردن باسلام و هجرت گشت چون مسلمانى مىمرد ازو بعض اولاد مهاجر ميماند و بعض اولاد غير مهاجر انكه مهاجر بود مىبرد انكه مهاجر نبود نميبرد و باينمعنى ايت نازلشده بود و اينست قوله تعالى شانه وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يُهاجِرُوا ما لَكُمْ مِنْ وَلايَتِهِمْ مِنْ شَيْءٍ حَتَّى يُهاجِرُوا بعد از ان اين هم منسوخ گشت به اين ايت كه وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى بِبَعْضٍ و حقسبحانه ايات ميراث فرستاد فصل اوّل به دو چيز ميراث مىبرند بنسب يا بسبب وارثان نسبى سه مرتبه‌اند مرتبهء اوّل مادر و پدر است نه بالاتر و اولاد است و اولاد اولاد هر چند پايين باشد چون شخصى وفات كند به غير از پدر كسى نداشته باشد تمامى ميراث از ان پدر است و چون تنها مادر گذارد دو دانگ مال بتعيّن و تسميهء قرانى ميراث ميبرد و چهار دانگ ديگر برد كردن ميبرد و چون مادر و پدر با هم باشند و اولاد نباشد دو دانگ ميراث از انمادر است و باقى از ان پدر است و چون با مادر و پدر زن يا شوهر هم باشد شوهر و يا زن نصيب خود چنان كه بيان خواهد شد مىبرند و مادر دو دانگ ميراث ميبرد و باقى را پدر ميبرد اگر چه از چهار دانگ نقصان است و چون تنها يكپسر گذارد يا بيشتر تمامى ميراث از ان ايشانست برابر مىبرند و چون تنها يكدختر گذارد نيمهء ميراث بتسميه ميبرد و باقى ديگر برد ميبرد و چون دو دختر گذارد يا بيشتر چهار دانگ ميراث مىبرند و باقى ديگر بايشان رد ميكنند و چون اولاد ذكور و اناث با هم گذارد پسر را دو بخش است و دختر را يكبخش و چون با مادر و پدر از پسران ميّت كسى باشد هر يك از مادر و پدر يكدانگ مى