محمد تقي المجلسي (الأول)
185
يك دوره فقه كامل فارسى (فارسى)
و ان از براى كسيست كه او را طعام حلال نباشد و بسبب نخوردن از تلف نفس يا از خستگى يا از دراز كشيدن خستگى يا دشوارى علاج يا از ضعف و باز ماندن از رفيقان در محلى كه موجب هلاك باشد يا عاجز گشتن از سوارى ضرورى ترسد و مباح نيست خوردن حرام باغى را و انكسى است كه بر امام عادل خروج كرده باشد و عادى و انكسى است كه راهها مىزند و چون حرام مباح گردد واجب باشد كه سير نخورد و تجاوز از سد رمق ننمايد مگر انكه محتاج باشد بسير خوردن همچو كسى كه عاجز باشد از پياده رفتن بى انكه سير خورد و مضطر باشد به پياده رفتن با رفيقان و اگر توقع مباحى داشته باشد بيش از ضرورت سير خوردن حرام باشد و واجب است كه بان خوردن قصد حفظ نفس كند پس اگر قصد لذت و خوشى كند حرام باشد و مباحست خوردن هر چيزى كه باشد مادام كه مودى بكشتن معصوم الدمى نباشد پس حلالست خمر از براى تشنگى و اگر چه حرامست از براى دوا خوردن و اگر بول يابد بعوض خمر بخورد و جائز نيست دوا جستن از هيچ نبيذى و نه بدوائيكه در او مسكرى باشد و جائز است از براى ضرورت دوا در چشم كشيدن چيزى كه در انمسكرى باشد و حلالست مضطر را كشتن حربى و مرتد و زانى محصن و زن حربيه و كودك حربى و از گوشت او خوردن و از گوشت مردهء ادمى و غير ان نه كشتن ذمى و كافرى كه به او عهد شده و نه بنده و فرزند و اگر هيچكس را نيابد بعضى گفتهاند از محل گوشت خود همچو ران بگيرد و بخورد و اگر ترس از ان همچو ترس از گرسنگى نباشد و اگر طعام ديگرى يابد و بها نداشته باشد از مالكش بخواهد اگر ابا كند و ندهد غصب كند پس اگر منع كند جائز باشد او را جنگ با مالك و چون بخورد مالكرا نباشد طلب بها و اگر بها را داشته باشد واجب است كه بدهد پس اگر مالك طلب زيادتى كند بعضى گفتهاند واجب نباشد بر او زياده از ثمن المثل دادن و اگر چه زياده بخرد بجهة ضرورت و اگر مضطر را مردهء باشد و طعام ديگرى پس اگر انكس طعام بدهد ببهاى موجود بنسيه بوعده كه قادر بر ان خواهد بود واجب باشد كه ترك مرده كند و الّا مخيّر باشد ميان غصب و مرده خوردن فصل سوّم در آداب خوردن سنّت است شستن سر دستها پيش از خوردن و خشك نكردن چه مادام كه ترى در دست باشد طعام از بركت خالى نشود و همچنين شستن سر دست بعد از خوردن و بدستارچه خشك كردن و اب دست شويه در يكظرف جمعنمودن و ابتدا كردن صاحب طعام بشستن سر دست در نوبت اوّل و بدست راست رفتن و در نوبت دوّم ابتدا كردن به كسى كه بر دست چپ او نشسته و به او اخر نمودن و نام خدا بردن در ابتداى خوردن هر لونى از طعام يا انكه بگويد بسم اللّه على اوّله و اخره و جائز است كه يكى از قبل جماعت نام خدا ببرد و همچنين سنّت است كه هنگام فراغ بگويد حمد خدا و در اثناى طعام تكرار حمد كند و بعد از فراغ بگويد الحمد للّه الّذى اطعمنا و سقانا و كفانا و ايدنا و اوانا و انعم علينا و افضل الحمد للّه الّذى يطعم و لا يطعم و همچنين سنّت است كه بدست راست خورد و اشامد و بسه انگشت خورد و در حالت خوردن بر پاى چپ نشيند و صاحب طعام ابتدا به خوردن كند و بعد از همه او ترك كند و مكروه است پر خوردن و بسا هست كه حرام مىشود چون بضررى انجامد چنان كه روايتست كه بر سيرى طعام خوردن موجب برص است و تكيه زده خوردن طعام و بعضى روايت كردهاند كه جائز است بر دست تكيه زدن و همچنين مكروهست مربع نشستن در حالت خوردن و در جميع حالتها و بدست چپ خوردن و اشاميدن و چيزى بان ستدن مگر بضرورتى