محمد تقي المجلسي (الأول)
181
يك دوره فقه كامل فارسى (فارسى)
باشد و اگر جراحت يكى بعد از جراحت دوّم باشد و بهر دو بيفتد يا يكى پر بشكند و ديگرى پاى پس نتواند پريدن و دويدن از ان دوّم باشد و بعضى گفتهاند كه از ان هر دو باشد چهارم مراد بافتادن صيد و از سركشى بدر اوردن انست كه چنان شود كه گرفتن او اسان گردد پس اگر به او تيرى رسد و او تواند با وجود ان پريدن يا دويدن بر وجهيكه او را نتواند دريافت الّا بشتاب رفتن سخت ملك نشود و هر جا كه تير ذكر مىشود انحكم نه مخصوص به تير است بلكه حربه و نيزه و شمشير و مانند ان در ان حكم شريكاند چنان كه گذشت تتمه حرامست مرغ يا جانورى كه او را نشانه ساخته باشند و تير و يا نيزه به او اندازند تا بميرد و جانورى كه برو جراحتى كرده باشند نگاهداشته تا بميرد باب دوّم در كشتار و در ان دو فصل است [ فصل ] اوّل در اركان سر بريدن و ان چهار است اوّل كسى كه سر مىبرد شرط است درو عقل و اسلام يا حكم اسلام پس حلال نباشد كشتهء كافر و اگر چه از اهل كتاب باشد و ناصبى و خارجى و ديوانه و مست و كودك بى تميز و حلال باشد كشتهء كودك با تميز و زن مسلمان و اگر چه در حيض يا نفاس باشد و ولد الزّنا و جنب و اگر مسلمان و كافر شريك گردند در سر بريدن حرام باشد دوّم كشته رواست سر بريدن حيوانى كه بعد از ان پاك باشد خواه گوشت او حلال باشد يا نه و روا نيست سر بريدن ادمى و سگ و خوك و رواست در شير و پلنگ و يوز و روباه و مانند ان و فائدهء ان پاكى پوست و گوشت است و در اينكه پاكى پوست ان محتاج بدباغت است خلافست و حيواناتيكه مسخ شده است همچو خرس و بوزينه و فيل دو قولست اقوى انست كه رواست و روا نيست در حشرات همچو موش و سوسمار و مار سوّم الت و شرط است كه از اهن باشد و جائز نيست الّا بان با قدرت بر ان پس اگر ترسد كه فوت شود حيوان و التى از اهن نباشد جائز باشد بريدن اعضا بهرچه باشد از نى و چوب و ابگينه و سنگ تيز و در ناخن و دندان خلاف است چهارم كيفيت سر بريدن و شرط است درو پنج چيز اوّل بريدن چهار عضو مرى و انراه طعام و شراب است و حلقوم و انراه نفس است و دو شاه رگ و اندو رگند كه در دو طرف حلقوماند و جائز نيست بريدن بعضى و ترك بعضى و كشته بان حرام گردد و اگر اندك پوستى از حلقوم بگذارد حرام باشد و واجب است نحر شتر و ان بريدن گويست كه در ميان گردن و سينهء اوست بزدن كارد و مانند ان و محل سر بريدن از زير حلق است پس اگر از پس ببرد و زود اعضاى چهار گانه را ببرد پيش از جان دادن كشته حلال باشد و اگر كسى با سر بريدن رودهاى او بيرون اورد حرام باشد اگر كشته شدن او نه بسر بريدن تنها باشد و حيوانى كه مشرف بر موتست اگر معلوم باشد كه حركت او حركت كشته است حرام باشد و اگر برقرار حيوة باشد حلال و اگر مشتبه باشد و خونى معتدل بيرون نيايد حرام و اگر بعضى اعضاى چهار گانه بريده شود و زود تدارك كند و بان بميرد بعد از رها دادن اقرب انست كه حلال باشد خواه انكه قرار حيوة داشته باشد يا نه و قرار حيوة انست كه تواند بود كه يكشبانه روز يا نيم شبانه روز بزيد و شرط نيست بريدن اعضاى گذشته در صيد و نه در حيوان كه دست نميدهد و يا در چاه افتاده و ميسّر نيست سر بريدن او بلكه او را جراحتى كنند به شمشير و نيزه و مانند ان كه بان كشته شود و اگر چه انجراحت نه در محل سر بريدن باشد و اگر شترى برمد واجب است كه صبر نمايند تا دست دهد مگر انكه ترسند كه هلاك گردد [ فصل ] دوّم روى به قبله كردن در سر بريدن و نحر شتر گاهيكه ممكن باشد و اگر نداند يا فراموش كند يا حيوان در چاهى افتاده باشد يا به گل فرو رفته كه نتوان روى به قبله كردن و بكشد حلال باشد و بايد كه محل بريدن به قبله باشد سوّم نام خدا بردن بتعظيم چنان كه گذشت پس اگر عمدا ترك كند حرام باشد و اگر فراموش كند حلال چهارم انكه شتر را