محمد تقي المجلسي (الأول)
182
يك دوره فقه كامل فارسى (فارسى)
نحر كند و حيوانات ديگر را سر ببرد و محل نحر گويست كه ميان گردن و سينهء شتر است و محل بريدن زير چانه است پس اگر عكس كند يعنى شتر را سر برد و ديگر حيوانات را نحر نمايد حرام باشد پنجم انكه بعد از سر بريدن جنبشى كند كه دلالت بر حيوة كند يا خون معتدل بريزد نه بسستى و اهستگى و اگر هر دو نباشد حرام باشد باب در احكام كشته مكروه است كشتن حيوانات در شب به اختيار و روز جمعه پيش از زوال و بريدن مغزى كه در ميان مهرههاست از پشت تا به گردن و گردانيدن كارد تا از بالا ببرد و بعضى گفتهاند كه اينهر دو حرامست و ذبح نمودن در حالتى كه حيوان ديگر بان نظر كند و حرامست سر جدا كردن عمدا و پوست كندن پيش از سرد شدن و چيزى ازو جدا كردن و بعضى گفتهاند كه اينها مكروهند و شكستن گردن تا زود بميرد و سنّت است در گوسفند بستن هر دو دست و يكپاى و نگاهداشتن پشم يا موى او تا سرد شود و در گاو بستن هر دو دست و هر دو پاى و در شتر زانوى او و گذاشتن هر دو پاى و در مرغ رها كردن بعد از سر بريدن و كارد را تيز كردن و شتاب نمودن در بريدن سر و اگر مرغى بجهد جائز است انداختن تير و نيزه به او و كشتن ماهى بيرون اوردن اوست از اب و اگر باز در اب رود و در انجا بميرد حرام باشد و اگر چه در دام باشد و شرط نيست كه بيرون اورندهء ماهى مسلمان باشد و اگر ماهى در دست كافرى يابند حلال نباشد الّا گاهى كه ديده باشند كه زنده از اب بيرون آورده و اگر بعضى ماهى در دام بميرند در اب و بعضى در بيرون اب و مشتبه گردند اقرب انست كه همه حرام باشند و مباحست خوردن ماهى زنده و خوردن انچه از ماهى جدا كنند بعد از بيرون اوردن و اگر چه باقى در اب جهد و زنده گردد و كشتن ملخ گرفتن اوست و شرط نيست كه گيرندهء او مسلمان باشد و اگر پيش از گرفتن مرده باشد حلال نباشد و انچه در دست كافر است حرامست مگر انكه دانند كه زنده گرفته است و اگر نيستان را بسوزانند ملخ سوخته در انجا حلال نباشد اگر چه قصد سوختن ملخ كرده باشند و حلال نيست ملخ پيش از انكه تواند پريد و كشتن بچه در شكم مادر كه تمام شده باشد اعضاى او بكشتن مادر اوست و اگر تمام نشده باشد حلال نباشد و اگر روح درو در امده باشد واجب باشد كشتن او و جائز است خريدن گوشتى كه در بازار مسلمانان مىيابند و نه واجب است سوال از ان و نه سنّت اگر چه فروشنده معتقد حق نباشد و همچنين انچه در دست مسلمان يابند و اگر كشته انداخته يابند حلال نيست خوردن ان مگر انكه دانند مسلمانى انرا كشته است و مشهور انست كه اگر گوشت يابند بر روى اتش اندازند اگر بهم جهد انرا كشته است و الّا مرده باب سوّم در طعام و شراب و در ان دو فصل است [ فصل ] اوّل در احكام چيزها در حالت اختيار و ان پنج قسم است [ قسم ] اوّل چهار پاى خشكى حلال است شتر و گاو و گوسفند و گاو صحرائى از حيوانات رام و از وحشى گاو كوهى و غوج كوهى و اهو و خركور و مكروه است استر و خر و كراهت استر بيشتر است از خر و حرام است سگ و گربه و خوك و جميع حيوانات درنده و ان انست كه انرا نيش باشد همچو شير و پلنگ و يوز و گرگ و روباه و كفتار و شغال و خرگوش و تمامى حشرات همچو مار و كژدم و موش و موش دشتى و سوسمار و سنگ پشت و خارپشت و سمور و سنجاب و خز و جعل قسم دوّم مرغان حرامست هر انچه چنگال داشته باشد همچو باز و چرخ و عقاب و شاهين و باشه و كركس و بوم و چغد و كلاغ و پشه و سياه و كلاغ بزرگ و طاؤس و شب پره و سنگ چشم و ابابيل و هر انچه پر راست داشتن او بيشتر از پر زدن او باشد در حالت پريدن و انچه در شكم او سنگدان نباشد و دانه دان كه در شيب حلق مىباشد مانند كيسه نداشته و خار بزرگ كج برى با او نباشد و حلال كبوتر و قمرى و ماسوجه و كبك و تيهو و صغر و دو مرغ خانگى و گنجشك و هر انچه در حالت پريدن پر زدن