محمد تقي المجلسي (الأول)
153
يك دوره فقه كامل فارسى (فارسى)
واجب نباشد اجابت ان و زوج را ميرسد كه خادمهء قديمى او را به ديگرى بدل كند بى تهمتى و از خانه جميع خادمان او بيرون كند الّا يكى بلكه او را رسد كه منع مادر و پدر او كند از انكه در خانهء او در ايند و او را منع كند كه بيرون رود به پيش ايشان چهارم پوشش و ان در تابستان پيرهنى است و شيب جامه و معجرى و كفشى و زياد شود در زمستان جبه و فى الجمله جنس لباس و قدر ان بحسب عادت اهل انشهر است چه در بلاد سرد سير زيادتى لباس واجب است و واجب است جامهء زينت اگر از اهل ان باشد و همچنين بودن ان از ابريشم و كتان و از براى خواب جامهء خواب و لحاف و بالش پنجم فرش واجبست حصيرى در تابستان و زمستان نمد و قالى اگر از اهل ان باشد و فى الجمله واجب است انچه از عادت اهل او باشد در انشهر ششم آلهء پختن طعام و خوردن و آشاميدن از ديگ و كفگير و كاسه و كوزه و كفچه از سنگ يا سفال يا چوب يا مس يا اهن بحسب عادت هفتم آلت پاكيزگى مثل شانه و روغن و مرد را سنگ واجب نيست سرمه و بويها و او را كه منع زن كند از خوردن چيزهاى كه بوى بد دارد مثل سير و پياز خام و خوردن طعامى كه بان خسته شود و واجب نيست اجرت حجامت و حمام مگر در سرماى سخت هشتم خانهايست كه لايق به زوجه باشد از براى نشستن خواه انكه اجاره كند يا عاريه ستاند يا ملك او باشد و او را رسد كه طلب خانه كند و تنها نشيند بى همخانه غير از شوهر تتمه واجب است كه نفقهء هر روز در صباح آن روز ستاند چون چند روز يك بار تسليم ننموده باشد و اگر قيمت ان دهد جائز باشد و اگر زوجه در اثناى روز بميرد باز ستاند و اگر سركشى كند باز ستاند و اگر بميرد بعد از انكه نفقهء چند روزه گرفته باشد زوج را رسد كه زيادتى باز ستاند غير از روز موت و كسوت و خانه و اسباب و الات ملك زن نميشود و واجب نيست ملك او ساختن و اگر زوج چند مدّت نفقه ندهد در ذمّت او قرار گيرد و اگر زوجه نفقهء چند مدّت بستاند و انمدّت بسر ايد مالك ان شود و اگر چه از جاى ديگر معاش گذرانيده باشد يا چيزى فاضل آورده باشد و اگر كسوتى بستاند از براى مدّتى و پيش از انمدّت كهنه شود عوض واجب نباشد و اگر ان بگذرد و جامه باقى باشد او را رسد كه يكى ديگر طلب كند و اگر طلاق به اين او بگويد كسوت و نفقهء زيادتى بستاند و اگر مدّتى پيش از دخول بگذرد و او را نفقهء انمدّت نباشد مگر انكه زن مهيّا بوده باشد و كاهلى از جانب شوهر باشد و اگر زوجهء غائبى پيش قاضى حاضر گردد و اظهار مهيّا بودن خود از براى شوهر كند نفقه واجب نشود الّا بعد از رسانيدن خبر و قدر رسيدن زوج با وكيل او به پيش زن و اگر زن سركش بفرمان شود نفقه واجب نشود الّا بعد از دانستن شوهر و زمان رسيدن او بر سر زن و اگر زن مرتد شود نفقهء او ساقط گردد و چون توبه كند واجب شود و واجب است نفقه از براى زنى كه طلاق به اين داده وقتى كه دعوى ابستنى كند پس اگر ظاهر شود كه ابستن نبوده باز ستاند و اگر مرد عاجز شود از نفقه زنرا فسخ نكاح نرسد نزد اكثر فقها و اگر از مهر يا نفقهء گذشته عاجز باشد فسخ نباشد باتّفاق و اگر زن صبر نمايد و نفقه نستاند با وجود عجز شوهر نفقه ساقط نگردد و دين باشد در ذمّت او و اگر توانگر اهمال كند و نفقه نرساند اجبار كند حاكم او را اگر ابا كند حبس كند و مال او را بفروشد در وجه نفقه و اگر زوج غائب باشد و او را مال حاضر نباشد حاكم شرع بفرستد و طلب نفقه نمايد و اگر متعذّر باشد زوجه را فسخ نرسد