محمد تقي المجلسي (الأول)
131
يك دوره فقه كامل فارسى (فارسى)
خواه وارث باشد و خواه غير او و اگر جمعكند ميان تصرّف معلّق بوفات و غير معلق مقدّم دارند غير معلق را از ثلث پس اگر چيزى باقى ماند صرف كند در وصيّت و اگر ازاد كند بندهء خود را و او را غير از ان چيزى نباشد ثلث او ازاد شود و اگر بعضى از قرضهاى خود را بگذارد صحيح باشد و اگر وصيّت كند بگذاردن بعضى از قرضها و تركه از همه قرضها كمتر باشد از ثلثى صحيح باشد و اگر يكى از سه بندگان خود ازاد گرداند و او را غير از ايشان چيزى نباشد قرعه بزنند و اگر يكى بميرد ميان او و ميان ديگران قرعه بزنند پس اگر قرعه بنام مرده برايد ازاد مرده باشد و الّا ميان هر دو زنده دگر بار قرعه بزنند و مرده را از تركه حساب ننمايند و نكاح مريض مشروطست بدخول پس اگر پيش از دخول بميرد باطل باشد و مهر و ميراث نباشد و اگر دخول كند مهر و ميراث مقرر گردد و مكروه است كه مريض طلاق بگويد پس اگر بگويد زن ميراث ببرد تا بيكسال در طلاق رجعى و به اين مادام كه از خستگى به نگشته باشد و زن جاى ديگر شوهر نكرده و او از زن ميراث برد در طلاق رجعى مادام كه از عدّه بيرون نرفته باشد و زنرا ميراث نرسد از زوج در لعان و نه در خلع و مبارات و نه گاهى كه زن درخواست طلاق كرده باشد و نه گاهيكه كنيز بوده باشد در حين طلاق و بعد از ان ازاد گشته يا ذميه بوده و بعد از ان مسلمان گشته و اگر زن دعوى كند كه طلاق در مرض واقع بوده و ورثه انكار نمايند قول ورثه معتبر باشد با سوگند و اگر چهار زنرا طلاق دهد و چهار ديگر زن كرده با ايشان دخول كند هر هشت ميراث ببرند ربع را يا ثمن را ببرند ؟ ؟ ؟ كتاب النّكاح و در ان مقدّمهايست و مقصدى و پنج فصل مقدّمه و در ان پنج بحث است اوّل نكاح سنّت است خصوصا قادر را كه طلب انداشته باشد و گاه هست كه واجب مىشود چون ترسد كه در زنا افتد خواه مرد يا زن و سنّت است كه چون خواهد كه نكاح كند دو ركعت نماز بگذارد و سوال كند از خداى تعالى كه روزى كند او را عفيفترين زنان و حافظترين زنان از براى او در نفس خود و مال او و فراخترين زنان در رزق و بزرگترين در بركت و ديگر دعاها بخواند چنان كه منقولست و اختيار كند زن زايندهء بكر عفيف بزرگ اصل و عقد فاش كند و خطبه بخوانند پيش از عقد و در شب عقد كنند و گواه بر عقد بگيرد و مكروه است عقد كه قمر در برج عقرب باشد دوّم در عروسى سنّت است چون در پيش زن ميرود دو ركعت نماز بگذارد و دعا بخواند و امر كند زنرا به نماز و دعا و دست بر سر زن نهد و دعا بخواند و شب در پيش او رود و بسم اللّه بگويد پيش از شروع در جماع و درخواست كند از خداى تعالى ولد ذكر درست اعضا و شيلان بكشد در عروسى يكروز يا دو روز و مومنانرا بخواند و جائز است خوردن انچه در عروسى نثار ميكنند و امّا برداشتن اگر اذن صاحبان باشد به گفتن يا به عادت جائز باشد سوّم مكروه است جماع در شب خسوف و روز كسوف و هنگام زوال شمس و از غروب تا فرورفتن شفق و در محاق و انسه شب اخر ماه است و بعد از فجر تا طلوع شمس و در شب اوّل ماه الّا رمضان و شب نيمهء ماه و در سفر چون اب نباشد و در هنگام باد سياه و زرد و زلزله و برهنه و بعد از احتلام پيش از غسل يا وضو و جائز است بعد از جماع و جماع با حضور كسى كه به او نظر كند و نظر بفرج زن در حالت جماع و روى و پشت به قبله و در كشتى و سخن كردن در حالت جماع به غير ذكر خدا و همچنين مكروه است امدن مسافر در شب بر اهل خود و عزل از زن ازاد بى اذن او واجب مىشود به اين سبب از براى زوجه ديت نطفه كه انده