محمد تقي المجلسي (الأول)

132

يك دوره فقه كامل فارسى (فارسى)

اشرفى حلبى است تخمينا و بعزل از كنيزك هيچ نيست و حرامست وطى پيش از ان كه زن نه سال شود و به اين وطى زن حرام نميگردد مگر انكه افضا گردد يعنى راه حيض و منى و بول يكى گرداند و بعضى گفته‌اند كه افضا انست كه راه حيض و راه غائط يكى شود و ايندو راست و همچنين حرامست ترك كردن وطى زوجه بيشتر از چهار ماه مگر از براى ضرورتى چهارم جائز است مرد را نظر به روى زنى كه ميخواهد كه نكاح او كند و بهر دو كفدست او و تكرار نظر به او در ايستادن و رفتن او و اگر چه بى اذن او باشد و همچنين نظر بكنيزيكه ميخواهد كه او را بخرد و به موى و محاسن او و نظر بزنان اهل ذمى و موهاى ايشان الّا بلذّت و تهمت كه جائز نيست و همچنين نظر مرد بمرد و اگر چه خوب صورت باشد الّا با تهمت و لذّت و همچنين زن بزن و هر يك از نكاح و ملك مباح ميگردانند نظر به عورت از هر دو جانب با كراهت و هر يكرا از مرد و زن جائز است نظر بمحرمان خود غير از عورت و جائز نيست نظر بزن بيگانه الّا از براى حاجتى همچو گواهى برو و جائز است طبيب را نظر بعضو زن بيگانه از براى علاج و اگر چه از عورت باشد و جائز نيست خواجه سرا را نظر به مالك خود و بزن بيگانه و نيست كور را شنيدن او از زن بيگانه و نه زنرا بكور و طفلرا هست نظر بزن بيگانه و دست رسانيدن حكم نظر دارد پنجم خطبه يعنى خواستارى سنّت است همچو گفتن مرد زن را بسا رغبت كننده به تو يا حريص بر تو با انكه من راغبم به تو يا انكه خداى تعالى مىرساند به تو خيرى يا رزقى يا انكه بسا رغبت كنند بنكاح تو و حرامست خطبه با زنيكه شوهر دارد يا در عدة رجعيه باشد يا حرام مؤبد و واجب است اجابت خطبهء مؤمن قادر بر نفقه و اگر چه بحسب و نسب فروتر باشد مگر حرام مؤبد موكد است اجابت خطبهء مومن قادر بر نفقه و اگر چه بحسب و نسب فروتر باشد و اگر ولى امتناع نمايد عاصى باشد مگر از براى خواستارى بهتر ازو و اگر اجابت كند خطبهء كسى را خطبه ديگرى حرام گردد پيش بعضى و اگر ديگرى عقد كند صحيح باشد مقصد بدانكه انچه وطى را مباح ميگرداند سه قسم است نكاح دائم و متعهء و ملك يمين قسم اوّل در عقد دائم و در ان هفت بابست [ باب ] اوّل در اركان عقد و انسه است اوّل صيغهء عقد و ناچار است در ان از ايجاب و قبول به عربى و الفاظ ايجاب انست كه زن بگويد يا كسى از قبل او زوّجتك يا انكحتك يا متّعتك و قبول انست كه مرد بگويد قبلت النّكاح يا التّزويج يا المتعة و اگر اقتصار كند بلفظ قبلت صحيح باشد و اگر قبولرا مقدّم دارد بانكه مرد بگويد تزوّجتك پس زن بگويد زوّجتك صحيح باشد و چون تواند بود كه هر يك از زوج و زوجه خود صيغه گويند يا كسى از قبل ايشان پنجصورت احتمال دارد اوّل انكه هر يك از ايشان خود صيغه گويند پس زن گويد زوّجتك نفسى به مهر كذا زوج گويد قبلت التّزويج دوّم انكه كسى از قبل زن ايجاب كند و مرد خود صيغه گويد پس وكيل يا ولى زن گويد زوّجتك فلانة بنت فلان به مهر كذا مرد گويد قبلت التّزويج سوّم انكه هر يكرا كسى از قبل او عقد كند پس از قبل زن گويد زوّجت فلانة بنت فلان من فلان بن فلان به مهر كذا از قبل مرد گويد قبلت التّزويج لفلان بن فلان چهارم انكه