محمد تقي المجلسي (الأول)

126

يك دوره فقه كامل فارسى (فارسى)

به زور غاصب است مگر صاحبش بر ان سوار باشد و توانا باشد بدفع زور او و اگر كسى ازادى را به زور در كار دارد اجرتش لازمست كه بدهد و اگر او را به زور از كار كردن باز دارد و كارش نفرمايند اجرتش لازم نيست كه بدهد اگر چه انكس كارگر باشد و اگر كسى چهار پاى ديگرى يابنده به زور بستاند كرايه و مزد انمدّت كه نزد اوست برو لازمست اگر چه در كار نداشته باشد و اگر كسى شرابى از مسلمانى به زور بستاند تاوانش نبايد داد و همچنين اگر از كافرى شراب به ظاهر داشته باشد و اگر پنهان داشته باشد بستاند قيمتش بايد داد و اگر كسى چيزى به زور از شخصى ستاند و ديگرى باز به زور ازو بستاند صاحبش را ميرسد تاوان از هر كدام كه خواهد بستاند بحث دوّم در احكام اگر كسى مالى از ديگرى به زور بستاند برو لازمست كه باز دهد اگر چه بدشخوارى باشد و چون باز دهد و نرخ ان كم شده باشد نقصان نبايدش داد و اگر انمال عيبى پيدا كرده باشد تاوان بايدش داد و اگر تلف شده باشد اگر مثليست يعنى اجزاى او متساويست و چون گندم مثل ان بايدش داد مگر انكه ميسّر نشود پس بايدش داد انچه ارزد در انوقت كه ميدهد و اگر مثلى نباشد قيمتش بايد داد و اگر از وقت غصب تا وقت تلف تفاوتى در قيمت كرده باشد در قيمتى كه برو لازمست علما خلاف كرده‌اند بعضى گفته‌اند كه برو لازمست قيمت وقت تلف و بعضى گفته‌اند بيشتر قيمتها و اگر چهارپاى ديگرى به زور بستاند و اعضاى او ناقص شود تاوان نقصان بر او لازمست و اگر چه انچهارپا از ان قاضى باشد و مذهب مخالفان انست كه چون كسى دم چهارپاى كه قاضى بر ان سوار مىشود يا گوش او به برّد تمام قيمتش بايد داد و اگر كسى غلام يا كنيز ديگرى به زور بستاند و تلف شود قيمتش بايد داد اگر چه ان ديت زياده باشد و چون عضوى از اعضاى او تلف شود اگر عضوى باشد از ازاد عوضى معيّن داشته باشد چون دست و پاى به همان نسبت از قيمت بايدش داد و اگر عوض معيّن نداشته باشد چون انگشت زيادتى انچه حاكم تعيّن كند بايدش داد و اگر كسى چيزى به زور بستاند و تغير در ان كند مثل انكه گندم و گوشت بهريسه پزد ملك او نميشود و همچنين اگر گندم باشد و بكارد و زرع شود يا تخم مرغ جوجه شود و اگر انچه غصب نموده به صاحب باز دادن ميسّر نباشد و عوض ان به صاحب دهد انچيز ملك غاصب نميشود و چون ميسّر شودش باز دهد به صاحب و انچه به او داده باز ستاند و ليكن از انوقت كه عوض داده اجرتش نبايد داد و اگر كسى يكجفت موزه غصب كند و يكى فوت شود ان يك مانده باز به صاحب دهد با قيمت انكه فوت شده و انچه بسبب تنهائى ان نقصان شده و چون كسى طعامى غصب كند و مهمانى صاحبش كند تاوانش بايد داد اگر چه صاحبش خورده و اگر مهمان غير صاحبش باشد صاحبش را رسد كه تاوان ازو بستاند يا از انكس كه خورده و چون تاوان ازو بستاند كه خورده او را نميرسد كه از غاصب باز ستاند چون داند كه غصب است و اگر انكس از غاصب بستاند غاصب از ان كس كه خورده باز ستاند چون داند كه غصب است و اگر كسى اسپى نر غصب كند و نر بماده جهاند بچه از ان صاحب ماده است و برو لازم است اجرت جهانيدن و تاوان انچه نقصان شده باشد و اگر كسى چيزى غصب كند و مدّتى پيش او باشد اجرت انمدّت بايدش داد چون اجرت داشته باشد اگر چه از ان فائده نگرفته باشد و اگر نقصان شده باشد تاوان نيز بايدش داد و اگر زيت يا شيرهء انگور غصب كند و بجوشاند چون نقصان شود تاوان بدهد و اگر بفعل غاصب زيادتى اثرى در مغصوب پيدا شود مثل انكه بنده